.
3️⃣ «وَ لَقَدْ صَرَّفْنا في هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلاً»
🔺خداوند در این قرآنی که در دست ماست، برای مردم از هر مَثَلی آورده، تا انسان که ذهن جوال و پویایی دارد و هر بار به زاویهای از مطلب مینگرد، و به هیچ دانستهای بسنده نمیکند، بتواند حداکثر استفاده را ببرد.🔺
📝 نکته تخصصی #انسانشناسی
آیا تعبیر «کان الانسان اکثر شیء جدلا» لزوما مذمت است‼️
اغلب مفسران این آیه را حاوی نوعی مذمت دانسته، و معنایی شبیه آنچه در تدبر2 (https://t.me/YekAaye/8915) بیان شد، ارائه کردهاند (مثلا مجمعالبیان، ج6، ص737؛ المیزان، ج13، ص332؛ البحر المحیط، ج7، ص193؛ و ...)
و عموما بحث مستقلی درباره این آیه نداشتهاند بلکه چون این آیه بسیار شبیه آیه 89 سوره اسراء (وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ في هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُوراً) است و آن سوره درست قبل از سوره کهف میباشد، بحث آنجا را بینیازکننده از بحثی جدید در اینجا دانستهاند؛ و شاید اینکه آن آیه بوضوح بار معنایی منفی دارد، و در مقام مواخذه «اکثر انسانها» است، موجب گردیده که این آیه هم در مقام مذمت قلمداد شود.🤔
اما اگر توجه شود که در سوره اسراء تعبیر «اکثر الناس» آمد و اینجا «الانسان»،
شاید بتوان گفت که آنجا درباره وضعیت تاریخی و اجتماعی انسانها سخن میگوید و اینجا درباره حقیقت وجودی انسان._ اگر چنین شد، آنگاه «جدلپیشه بودنِ» انسان لزوما نه یک وصف ممدوح است، نه یک وصف مذموم؛ بلکه یک ظرفیت و قابلیت خاص انسان است که هم میتواند مایه رشد او شود و هم مایه انحطاط وی.
با این ملاحظه شاید بتوان گفت که این آیه، نه در عرض آیه سوره اسراء، بلکه بیانگر ریشه آن و تحلیل مبناییِ آن است.
اساسا انسان، چون موجودی مجادله گر است (یعنی ذهن خلاق و پویا دارد و در هیچجا براحتی آرام نمی گیرد و دائما وجوه مختلفی را در نظر میآورد و بر سر هر وجهی که مییابد در مقابل نظرات دیگران اصرار میورزد) تنها موجودی است که هم میتواند شکور باشد و هم کفور؛ هم میتواند از ظرفیتهای خود و دیگر موجودات استفادهای بسیار بیش از استفاده متعارف ببرد، و هم سوءاستفادهای بسیار بیشتر.
🔺یک حیوان در افق غریزه رفتار میکند، چه رفتار خوب (مانند وفاداری سگ، غیرت خروس و ...) یا رفتار بد (مانند درندگی گرگ، حرص مورچه، و ...) برای همین زندگی هر دسته از حیوانات یکنواخت است و اگر تنوعی هست صرفا ناشی از تنوع زیستی-فیزیولوژی است؛
اما انسان، برخوردار از ذهن و زبان است، و همین برخورداری موجب شده که شدیدا جدلی باشد؛ و همین جدلی بودن، تنوع شگفتانگیزی را بین انسانها رقم زده است؛ به طوری که تنوع فرهنگی-اجتماعی انسانها بسیار عظیمی را در یک نوع زیستی – فیزیولوژیکی بسیار متشابه رقم زده است.
و خداوند قرآنش را متناسب با چنین انسانی با چنین ظرفیتی تدوین نموده است.
🔖تبصره
نکتهای که میتواند موید این برداشت باشد این است که در فضای احادیث، گاه تعابیر این آیه را در مقام مذمت (مثلا حدیث1 https://t.me/YekAaye/8905) و گاه در مقام مدح (حدیث3 https://t.me/YekAaye/8907) به کار بردهاند؛ و در یک جمعبندی کلان، تذکر دادهاند که نهیای که از جدل کردن میشود، مطلق نیست، و در برخی از عرصهها، حتی برترین انسانها هم باید اهل جدل باشند (حدیث4 https://t.me/YekAaye/8908)؛ هرچند که البته از برخی جدلها باید برحذر بود (مثلا حدیث5 https://t.me/YekAaye/8911).
به عنوان مویدی دیگر به تدبر4 (https://t.me/YekAaye/8917) توجه شود.
@YekAaye
3️⃣ «وَ لَقَدْ صَرَّفْنا في هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلاً»
🔺خداوند در این قرآنی که در دست ماست، برای مردم از هر مَثَلی آورده، تا انسان که ذهن جوال و پویایی دارد و هر بار به زاویهای از مطلب مینگرد، و به هیچ دانستهای بسنده نمیکند، بتواند حداکثر استفاده را ببرد.🔺
📝 نکته تخصصی #انسانشناسی
آیا تعبیر «کان الانسان اکثر شیء جدلا» لزوما مذمت است‼️
اغلب مفسران این آیه را حاوی نوعی مذمت دانسته، و معنایی شبیه آنچه در تدبر2 (https://t.me/YekAaye/8915) بیان شد، ارائه کردهاند (مثلا مجمعالبیان، ج6، ص737؛ المیزان، ج13، ص332؛ البحر المحیط، ج7، ص193؛ و ...)
و عموما بحث مستقلی درباره این آیه نداشتهاند بلکه چون این آیه بسیار شبیه آیه 89 سوره اسراء (وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ في هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُوراً) است و آن سوره درست قبل از سوره کهف میباشد، بحث آنجا را بینیازکننده از بحثی جدید در اینجا دانستهاند؛ و شاید اینکه آن آیه بوضوح بار معنایی منفی دارد، و در مقام مواخذه «اکثر انسانها» است، موجب گردیده که این آیه هم در مقام مذمت قلمداد شود.🤔
اما اگر توجه شود که در سوره اسراء تعبیر «اکثر الناس» آمد و اینجا «الانسان»،
شاید بتوان گفت که آنجا درباره وضعیت تاریخی و اجتماعی انسانها سخن میگوید و اینجا درباره حقیقت وجودی انسان._ اگر چنین شد، آنگاه «جدلپیشه بودنِ» انسان لزوما نه یک وصف ممدوح است، نه یک وصف مذموم؛ بلکه یک ظرفیت و قابلیت خاص انسان است که هم میتواند مایه رشد او شود و هم مایه انحطاط وی.
با این ملاحظه شاید بتوان گفت که این آیه، نه در عرض آیه سوره اسراء، بلکه بیانگر ریشه آن و تحلیل مبناییِ آن است.
اساسا انسان، چون موجودی مجادله گر است (یعنی ذهن خلاق و پویا دارد و در هیچجا براحتی آرام نمی گیرد و دائما وجوه مختلفی را در نظر میآورد و بر سر هر وجهی که مییابد در مقابل نظرات دیگران اصرار میورزد) تنها موجودی است که هم میتواند شکور باشد و هم کفور؛ هم میتواند از ظرفیتهای خود و دیگر موجودات استفادهای بسیار بیش از استفاده متعارف ببرد، و هم سوءاستفادهای بسیار بیشتر.
🔺یک حیوان در افق غریزه رفتار میکند، چه رفتار خوب (مانند وفاداری سگ، غیرت خروس و ...) یا رفتار بد (مانند درندگی گرگ، حرص مورچه، و ...) برای همین زندگی هر دسته از حیوانات یکنواخت است و اگر تنوعی هست صرفا ناشی از تنوع زیستی-فیزیولوژی است؛
اما انسان، برخوردار از ذهن و زبان است، و همین برخورداری موجب شده که شدیدا جدلی باشد؛ و همین جدلی بودن، تنوع شگفتانگیزی را بین انسانها رقم زده است؛ به طوری که تنوع فرهنگی-اجتماعی انسانها بسیار عظیمی را در یک نوع زیستی – فیزیولوژیکی بسیار متشابه رقم زده است.
و خداوند قرآنش را متناسب با چنین انسانی با چنین ظرفیتی تدوین نموده است.
🔖تبصره
نکتهای که میتواند موید این برداشت باشد این است که در فضای احادیث، گاه تعابیر این آیه را در مقام مذمت (مثلا حدیث1 https://t.me/YekAaye/8905) و گاه در مقام مدح (حدیث3 https://t.me/YekAaye/8907) به کار بردهاند؛ و در یک جمعبندی کلان، تذکر دادهاند که نهیای که از جدل کردن میشود، مطلق نیست، و در برخی از عرصهها، حتی برترین انسانها هم باید اهل جدل باشند (حدیث4 https://t.me/YekAaye/8908)؛ هرچند که البته از برخی جدلها باید برحذر بود (مثلا حدیث5 https://t.me/YekAaye/8911).
به عنوان مویدی دیگر به تدبر4 (https://t.me/YekAaye/8917) توجه شود.
@YekAaye