#زبانشناسی_اجتماعی
#زبان_دوم #فرسایش_زبان
@cog_linguistics🔵 فرسایش زبان (3)
باید دانست که فرسایش زبان به معنای نابودی کامل زبان نیست، بلکه در فرآیند فرسایش، گذار جنبههایی از زبان (مانند ساختارهای نحوی و واجی) به سوی زبان دوم روی میدهد. زبان را در یک فرد زبانفرسوده (attriter) میتوان دوباره فعالسازی و بازیابی نمود هرچند این کار بسیار دشوار است. پژوهشهای بسیاری دربارۀ فرسایش زبان انجام شده و یافتههای ارزشمندی به دست آمده است، اما همۀ این پژوهشها باید یک هدف ویژه را دنبال کنند و آن جلوگیری از نابودی زبانها و پاسداری از هویتها و فرهنگهای بومی و اقلیت در برابر امپریالیسم زبانی است. برای دستیابی به این آرمان میتوان پیشنهادهایی ارائه کرد مانند:
- دولتها باید برنامههای کارآمدی برای پاسداشت میراث فرهنگی داشته باشند.
- مردم باید در برابر نگرشهای ستیزهجویانه و نژادپرستانه آموزش ببینند.
- همچنان که آگاهی پدر و مادرها دربارۀ ضرورت یادگیری زبان دوم افزایش مییابد، آگاهی آنها پیرامون ضرورت نگهداشت زبان و فرهنگ بومی نیز افزایش یابد.
- آموزگاران زبان میتوانند در کلاسهای خود به جای گسترش دوزبانگی کاهشی و همگونی، بکوشند دوزبانگی افزایشی و چندفرهنگی را گسترش دهند و در رفع احساس بیگانگی، فرهنگپذیری و همگونی در زبانآموزان تلاش نمایند.
البته باید توجه داشت که تنها جهانیسازی و امپریالیسم زبانی نیست که زبانهای بومی و اقلیت را تهدید میکند بلکه گاهی خود زبانوران دست به خودکشی زبان (language suicide) میزنند و خودشان زبان خود را به نابودی میکشند. برای نمونه، هنگامی که پدر و مادرها که خود زبانور یکی از زبانهای بومی (مانند کردی، ترکی، بلوچی، گیلکی و ... در ایران) هستند اما از همان آغاز کودکی با فرزندان خود فارسی سخن میگویند و کودک را یکسره از پیشینۀ فرهنگی و زبانی خود جدا میسازند، بهراستی دست به خودکشی زبان زدهاند.
Unganer, Tulin (2014). “First language loss; why should we care?”. Procedia - Social and Behavioral Sciences 158: 351–355.
#پارسا_بامشادی