ɱe was Here


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


#istj

Just a place that I can be ɱe
http://t.me/HidenChat_Bot?start=310743968

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


Forward from: "پاییز من :)!
احتیاج دارم به تو،به گفتن از حالم به تو


D-21:
About Love. I don't know actually. It's hard to talk about it. Each person has her/his own way to love someone. A person might show her/his love by preparing what you need. Another one might show it by kissing & hugging you. Someone else might show that by helping you in your works. Or someone show it by her/his words, like saying I Love you. And also there might be a person who get ashamed to show that & just love you secretly & you know this somehow. Everyone have their own way to show their love & respect. I guess love is amazing & everyone should experience it once. There are people who never felt that way & also people who get this feeling more than once. I really like yo talk about it more but when I think of it, it just have pain at least for me & I don't like remind it to myself. Be sure, you never regret this feeling✨

#Challenge


If you begin by sacrificing yourself to those you love, you will end by hating those to whom you have sacrificed yourself🕷✨
-George Bernard Shaw


ولی حتی ساعت عاشقی هم برای من و تو معنا نداره🕷✨


میدونی
من هنوزم بهت فک میکنم. هنوزم به روزایی که باهات داشتم فک میکنم. به خاطراتمون. به حرف زدنامون. به خندیدنامون. به نصیحت کردنامون. به راه رفتنامون. به بغل کردنامون. به دست دادنامون. به لاس زدنامون. من هنوزم بهت فک میکنم. هنوز که یادت میفتم بغض گلومو میگیره اما یادم میاد که گریه دوست نداری و بغضمو فرو میخورم. چتامونو باهم میخونم و لبخند میزنم. عکساتو نگاه میکنم. پلی لیستمونو گوش میدم. تماس آخرمونو پلی میکنم. شاید حتی در روز چندبار این کارا رو انجام بدم. و در مقابلش تو حتی به من فکر هم نکنی. شاید حتی فراموشت شده باشم. شاید دیگه هیچ نقشی توی زندگیت نداشته باشم. ولی تو؛ تو شدی مهم‌ترین آدم این روزای من. صبح به یاد تو از خواب پامیشم. روزمو با یادت سپری میکنم. بیرون میرم به یادتم. خونه هستم به یادتم. هرجا که باشم از ذهنم پاک نمیشی. شب قبل خواب بهت فک میکنم. حتی توی خوابام هم هستی. من واقعا از اینکه هرثانیه از روز به یادتم اذیتم نمیکنه. از اینکه میدونم من برات اهمیت نداشتم اذیت میشم و واقعا امیدوارم که تو هم اذیت باشی. منی که توی این رابطه هیچی کم نذاشتم چرا باید اینقدر بهم سخت بگذره. چرا باید هر روزم به سختی شب بشه و شبا رو به زور صبح کنم. چرا هیچوقت اهمیت ندادی بهم؟ چرا هیچوقت باهام روراست نبودی؟ چرا حداقل توی روم اون حرفا رو بهم نزدی؟ چرا بی هیچ حرفی گذاشتی رفتی؟ یعنی من اینقدر بی‌ارزش بودم که لیاقت یه توضیح درست و حسابی از خودت نداشتم؟ چرا کاری باهام میکنی که از خودم بدم بیاد؟ من نمی‌خوام بخاطر دوست داشتنت عذاب بکشم. من نمی‌خوام که از دوست داشتنت پشیمون بشم. من می‌خوام هنوزم دوستت داشته باشم. می‌خوام که تو هم بهم فک کنی. برات مهم باشم. پشیمون شی از کارات. عذرخواهی کنی.

:¨ ·.· ¨:
`· . 𝑻𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒔𝒉𝒂𝒍𝒍🕷✨




D-20:
Well, Let's talk about my celebrity crush. It's Cole Sprouse. I really like him but unfortunately he has only one movie & it's Five Feet Apart. Thank God he is the main role at least. Also he is the main role in Riverdale known as Jughead Jones the Third. It's an American Teenage Series & I liked it till S04. I dropped it after that, because it became ridiculous. But it's a good series after all.

#Challenge


من عاشقت شدم چون ارزششو داشتی مارشالَم✨🕷


اسمم رو میتونی IsMarshallee02 بنویسی. معمولا رنگ لباسایی که میپوشم تیره هستن. موهام تقریبا تا شونه‌م میاد و پایینشون شرابیه. موهام صاف نیست اما فر هم نیست. تقریبا یه موج خیلی ظریفی پایین موهام دیده میشه. چتری ندارم. همیشه یه ور، سمت راست هست موهای جلوم. رنگ پوستم سفیده. چشمام نه قهوه‌ای هست نه سبز، یه رنگی هست بین این دوتا و باتوجه به لباسی که میپوشم رنگش عوض میشه. دوتا پیرسینگ گوش هم دارم. یه گردنبند هم همیشه گردنمه که نماد گره سلتیک هستش. تایپ mbti من ISTJ هست. 17سالمه.she/her. متولد ماه شهریورم. اگر چیز دیگه‌ای نیاز بود بگو بهت بگم.
-ببخشید عکس نذاشتم بخاطر یه سری دلایل ولی امیدوارم که با این مشخصات کارت راه بیفته.


Forward from: الف.
این پیام و به اشتراک بگذارید و یک آرت دیجیتال رایگان دریافت میکنید( یک مختصر کوتاه از شخصیت و استایل فشن و مو و ضمیر خودتون تایپ mbti و برام بنویسید).
تو چنل چالش جوین شید بقیه مطالب و اونجا بخونید.


D-19:
Well, I haven't felt love yet, but also don't know what should I call my feelings 𝑻𝒐 𝑴𝒂𝒓𝒔𝒉𝒂𝒍𝒍. If it was just a crush why doesn't it stop? But if it's gonna be love is it right?
I don't know that fo sure, but let's talk about it. Since the time she entered into my life, everything changed for me. I was happy all that time & after her leaving, my happiness was gone with her. Before her I was happy sometimes but now, I don't know how to do this. I won't regret this, because when I was with her I used to be myself🕷✨

#Challenge


D-18:
Ok. You wanna know facts about me, well there is nothing special but as long as my mind help I'll try;
-My mbti type is ISTJ
-I have two older sisters
-I am Kdramer & Kpoper
-I have watched so many movies & series, and yet I haven't watched any
-I know how to drive & I enjoy it
-I am pro at English & recently I've been learning a new language
-I speak 3 languages: Persian, English, Korean; also a bit French & Spanish
-I would like to have a wolf as my pet
-I like mountain-climbing when I visit my grandma's village
-I can barely endure kids at age 3-7
-I really love pizza, as much as I can eat it for rest of my life
-I barely get new friends & lose them too easily
-I enjoy collecting old coins
-There is no specific singer I listen to, I enjoy all songs in any languages from any country to any time
-I don't have my favorite ice cream flavour, actually I'd rather to test all flavours & then find mine
-I prefer to eat than cooking, bc I'm not good at it
-When I was a child, I wanted to be a pilot
-My mbti crush is INTJ
-The person I respect is Nikola Tesla
Well I know it's not 30 but let's stop here, I think I have talked about myself enough.

#Challenge


من هنوز هم در پس تمام اتفاق هایی که نیفتاده‌اند می‌شکنم
چشم هایت را ببند
گوش کن
دختری که دلش را بغل گرفته و زیر آوار بغض‌های فرو ریخته‌اش فریاد می‌کشد


نداشتنش...
خیلی درد داره
میدونی اون آدم کنارته اما واسه تو نیست. درد بیشترش اینه همیشه آرزوی داشتنشو داری ولی هیچوقت موفق به تبدیل کردن این آرزو به واقعیت نیستی. البته این دیگه آرزو نیست برات چون بعضی از آدما به آرزوهاشون میرسن. وجود اون آدم کنارت یا حتی حس کردنش میشه برات یه نوع رویا، رویایی که قرار نیست هیچوقت به واقعیت تبدیل بشه. درد بیشترش اینه تا میای از حضورش ذوق کنی و لذت ببری یادت میاد اون فقط یه دوسته برات. وجودش و حضورش برای همه‌‌ست. با همه خوبه و با همه مهربونه. واسه همشون میگه میخنده. حتی نگرانشون میشه. تو شرایط سخت کنارشونه و یادت میاد که فقط برای تو نیست این کاراش. با همه همینقدر خوبه. کلا آدم مهربونیه. از جونش مایه میزاره واسه آدمای نزدیک زندگیش. تا تهش میمونه برای همه و هیچ انتظاری از کسی نداره. ولی تو میخوای اون فقط برای تو باشه تو میخوای توجهاش، مهربونیاش، کمک کردناش؛ همه و همه مختص به خودت باشه. تو میخوای بغلش کنی، اما اون آغوشش برای یکی دیگست. میخوای از دردِ بی‌کسی پناه ببری به اون ولی اونم برای تو نیست.
هیچکدوم از اینا برای تو نیست، تو با بقیه هیچ فرقی براش نداری. تو دقیقا همون آدم معمولی زندگیشی که اگه روزی نباشی قطعا نه دلتنگت میشه نه ناراحت. برای خیلی از ما آدما قبول این مسئله سخته، اما خب این واقعیتی بیش نیست و مجبوریم باهاش کنار بیایم. دلت میسوزه واسه قلب مظلومت که به دلدارش نرسید🕷✨




D-17:
I'm sorry but I had already lost my heart to My Marshall🕷 so there is no way you can win it. Go find another one Darling!

#Challenge




زندگی‌ای که طُ توش هستی اما با من نیستی رو نمیخوام باشه🕷✨


D-16:
مارشالَم🕷✨
اون کسی هست که من بیشتر از هر آدم دیگه‌ای دلتنگشم. کسی که همیشه بهش فکر می‌کنم و عاشقانه دوسِش دارم. کسی که برای یه مدت خیلی خیلی کوتاه شناختمش و اونقدری باهاش اخت شدم که یه لحظه به خودم شک کردم و می‌گفتم آیا این واقعا من هستم؟ منی که از تمام غریبه‌ها و آشناهای زندگیم یجوری فاصله می‌گرفتم که انگار به مرضی مبتلا بودند. با وارد شدن اون آدم به زندگیم رنگ دنیام عوض شد، اون رنگ آبی برای همیشه از زندگیم ناپدید شد. کل لحظاتم رو با اون سپری کردم و خاطرات خیلی قشنگی رو برای خودم ثبت کردم. شاید اون این حس مشابه رو نسبت به من نداشته باشه اما من اون رو خالصانه دوست داشتم، چه به عنوان رفیق، چه به عنوان عشقِ زندگیم.
وقتی رفت دنیا به چشمم تار شد. اون آبیِ لعنتی دوباره زندگیمو فرا گرفت. با خودم عهد بسته بودم هیچوقت برای هیچی توی زندگیم گریه نکنم. آخه مارشالَم گریه دوست نداره. با وجود دوریش هیچوقت نزاشتم که چشمام به یادش خیس بشن. شاید احمقانه به نظر برسه این کارم حتی با اینکه خودش خبر نداشت ولی من که می‌دونستم. من که از علاقه خودم به اون آگاه بودم.
توی تمام روزایی که من اونو شناختم انگار که دنیا رو بهم داده باشن لبخند از روی لبام محو نمیشد. هر روز به شور و اشتیاقش از خواب بیدار می‌شدم و به بهترین نحو به خودم می‌رسیدم که به چشمش زیبا بیام ولی اون هیچوقت منو ندید. هیچوقت جز برای اولین بار به من نگاه نکرد. ازش گله نمی‌کنم اما دلمو شکوند.
اون رفت. بی هیچ حرفی. من موندم و شایعاتی که درباره من و اون ساختن. منتظر شدم. منتظر شدم که بیاد و شفاف‌سازی کنه. منتظر شدم که بیاد و بهم بگه گوش نده بزار هرچی میخوان بگن. منتظر شدم بره بزنه دهن همشون تا دیگه از این حرفا نزنن. اما نیومد. هیچوقت نیومد. دیگه هیچوقت ندیدمش. دورادور احوالش به دستم میرسه. خوشحاله. میخنده. راضی هست از زندگیش. منم مزاحمش نشدم. دیگه پی‌ِشو نگرفتم. توی قلب خودم یه جایگاه براش درست کردم و مخفیانه دوسِش داشتم. تا اینکه پی‌ام داد. فک کن شب ولنتاین از کسی که این همه مدت خبر نگرفته بودی ازش و منتظر بودی که اون پا پیش بزاره یه پی‌ام دریافت کنی. اون لحظه انگار که خوشحال‌ترین آدمِ روی کره زمین بودم و سر از پا نمی‌شناختم. رفتم توی صفحه چتش. حتی سلامم نکرده بود. عادت نداشت زیاد به این چیزا. ازم سوال پرسیده بود. گفتم بزار احوالشو بگیرم. با یه لحن خیلی عصبانی دوباره سوالشو پرسید. منم نفهمیدم درباره چی صحبت می‌کنه. عذرخواهی کرد. نه بابت رفتارش. بخاطر اینکه مزاحمم شده بود و وقتمو گرفته بود. خیلی دوست داشتم باهاش دعوا کنم و بخاطر همه این مدت بی‌خبری ازش گله کنم اما هیچی نگفتم. سکوت کردم. خیلی تلاش کردم جلوی خودمو بگیرم. من واقعا دوسِش داشتم و هنوزم دارم ولی اون منو دوست نداره. قبول. حرفی نیست. نمی‌تونم که علاقه‌مو بهش تحمیل کنم. ولی این حق من نبود. حق منی که این همه بهش اهمیت دادم. حق منی که یه زمانی بهم گفت رفیق و فک کردم شدم یکی از آدمای مهم زندگیش. این رسمش نبود. این حتی نامردی هم نبود. یچیزی ماورای بیشعوری و از حد گذروندن. از اینکه بقیه دربارش بد بگن ناراحت میشم. نمیخوام این همه چرت و پرت پشت سرش باشه. حتی نمیخوام خودم هم بهش توهین کنم.
بقیه میگن این رابطه اشتباهه. از همون ابتدا هم اشتباه بود. از همون اول‌ِ اولش. از همون لحظه آشنایی کوفتی. از همون کراش لحظه‌ای. از همون انتقالی کوفتی. میگن که ما دوتا نباید هیچوقت باهم آشنا میشدیم. شاید راست بگن. ولی اگه آشنا نشدنمون منجر به حذف تمامی این خاطرات قشنگ بشه، نه. نمیخوام. دوست دارم که دوباره ببینمت. توی حیاط مدرسه. روی اون نیمکت فلزی کنار بوته‌های حرس شده گل رز. دوباره باهات آشنا بشم. به هم پی‌ام بدیم. باهم جیم بزنیم. بریم بیرون. حتی اگه به این معنی باشه که من دلم باز بشکنه. هم خودشو میخوام و هم خاطراتی که باهم ساختیم.
مارشالَم درسته که در حقم بدی کردی. اما من، هنوزم دوستت دارم و بهت فک میکنم. هنوز دلتنگتم. بیشتر از هرکس دیگه‌ای. بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنی. زندگیم تقسیم شده به قبل و بعد اومدن تو و الان قفل شده توی لحظاتی که بودی.
کاش بودی مارشالَم. کاش🕷✨

#Challenge



20 last posts shown.

32

subscribers
Channel statistics