Forward from: ɴɪʟɪ
یە دختر با قد متوسط ۱٦۰-١٦٥ که موهای نارنجیش کە اغلب بە صورت نامرتب یا گوجەای بالای سرش بستە میشە اولین چیزیە کە تو ظاهرش توجە ادمو جلب میکنە. با عینک تە استکانی کە یە فریم همرنگ موهاش دارە و روی بینی کوچیکش جا خوش کردە، چشماشو ریزتر از اونی کە هست نشون میدە. استایلش کە بیشتر اوقات از یە شلوار زاپ دار و یە استین کوتاە بگی با یە سوییشرت بزرگ روش تشکیل شدە، موهاش و البتە ظاهر خستە و پوکرش باعث میشە بامزە و شبیە یە گربەی تازە از خواب بیدار شد بە نظر بیاد!
دانشجوی یکی از رشتەی فیزیکە کە کمتر کسی حتی از پس تلفظ درست اون برمیاد..عاشق انجام دادن ازمایشات عجیب فیزیکیە و امیدوارە یە روز بتونە ازمایشگاە خودشو داشتە باشە تا خودشو توش خفە کنە^^
برای اینکە زیاد بە کمک مالی خانوادش نیازی نداشتە باشە تو یە کافە کتاب کار میکنە. کتابخونەای پر از رمانهای جالب، کتابهای ادبی و دانشنامەها و انواع دایرەالمعارف ها.
بخش کیوت این کتابخونە؛ کافەی کوچیکیە کە در بخش انتهایی قرار دارە و بهترین قهوەهایی کە میتونید تصور کنید رو اینجا میشە پیدا کرد.
اون معتاد قهوەهای باریستای موردعلاقشە!
این کتابخونە یکی از مکانهای امن اون محصوب چون میتونە زمان زیادی خودش رو با خوندن کتابهای اونجا سرگرم کنە و با قهوە از خودش پذیرایی کنە.
از اونجایی کە وقتی وارد دانشگاە شد تصمیم گرفت مستقل زندگی کنە یە خونەی کوچیک یک طبقە با یە حیاط پشتی، توی یە محلەی اروم کە بیشتر همسایەهاشو ادمهای مسن مهربون تشکیل میدادن گرفت.
معتقد بود کە برخورد با اون پیرزن و پیرمردا کە بیشتر اوقات صدایی ازشون در نمیومد و اونو مثل نوەشون میدیدن از سروکلە زدن با همسایەهای پر سر و صدای توی اپارتمان خیلی بهتر بود!
تو خونەای با تم قهوەای، نارنجی و سبز پستەای کە همیشە بوی قهوە میداد و گربەهای دوقلوش(!) ایوان و مینی زندگی خوبی داشت. ایوان توی خستگی کاملا باهاش رقابت میکرد و تقریبا همیشە خواب بود.اما مینی اونی بود کە بخاطرش خونە از سکوت درمیومد.
دوست صمیمیش همیشە سرش هوار میشد و حواسش بە کارایی کە میکرد بود. مثل یە مشاور!
یە هیونگ کە مثل پدر حواسش بهش بود و در عین حا پایەی کارایی کە میکرد بود..و دوستایی کە خیلی دوستش داشتن(:
میتونست بە زندگیش لقب "خوب" رو بدە..