☆صدای دریا... آبی مواج... تنی که میرقصید.
بادی که میان تار موهایش پریشان میلغزید و او را تحسین میکرد... چرا باران نمیبارید و تصویر را به رویایی ابدی بدل نمیکرد؟
آسمان، فراموش کردی برای این زیبایی گریستن را آغاز کنی؟
دریا با موجهایش بر تنش بوسه میزد و هرلحظه بیشتر تنش را در آعوش میکشید؛ اما او، هنوز هم میرقصد...
𓏲 ִֶָ 𖤐˚. @random_writingh
بادی که میان تار موهایش پریشان میلغزید و او را تحسین میکرد... چرا باران نمیبارید و تصویر را به رویایی ابدی بدل نمیکرد؟
آسمان، فراموش کردی برای این زیبایی گریستن را آغاز کنی؟
دریا با موجهایش بر تنش بوسه میزد و هرلحظه بیشتر تنش را در آعوش میکشید؛ اما او، هنوز هم میرقصد...
𓏲 ִֶָ 𖤐˚. @random_writingh