یه نفر: لیبرا نظرت راجب عشق چیه؟
لیبرا: سلام چطوری؟ خب مسئله، مسئله عشقه نمیخوام فلسفی صحبت کنم. میخوام از طرف خودم بگم که خیلی به عشق ایمان دارم و خیلی عاشقم. در حدی که طرفو خوب نمیشناسم ولی عاشقش میشم. دیوونگیه ولی نمیدونم چرا انقد به عشق و عشقبازی علاقه نشون میدم. میخوام یکی باشه عین آینه. عین خود خودم. منی که اکثر وقتمو توی اجتماع میگذرونم ولی از تنهایی بدم نمیاد و همیشه یه قسمتی از روزم تنهام و دارم باتری اجتماعی بودنمو شارژ میکنم. میخوام یکی باشه عین خودم. منی که بی منت عشق میورزم به همون اندازه ارزش ببینم و دریافت کنم حتی شده با یه هدیه ارزون. این دنیا یکی عین خودمو بهم بدهکاره.چون حس میکنم هیچکی مثه من عاشق نمیشه و بعد جدا شدنم حتی میتونم معیارهای یه نفرو عوض کنم. اما خب همه اشتباه متوجه میشن و درک نمیکنن و میشکنن منو به خاطر همین ممکنه خیلی حس نکنن یه وقتایی.