رِوآیَت چآقویِ زَنگ زَدِه


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


دستاش توی سیمان گیر کرده بود، میخواست فرار کنه؛ دستاش رو قطع کرد.

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


شب بخیر


Репост из: 𝕹𝖞𝖝
«حقیقت این است فرودگاه‌ها بوسه‌های بیشتری از سالن‌های عروسی به خود دیده اند و دیوار بیمارستان‌ها، بیشتر از عبادت گاهها دعا شنیده‌اند! همیشه اینگونه‌ایم همه چیز را موکول می‌کنیم به زمانی که چیزی در حال از دست رفتن است!»
- چارلی چاپلین-


مردم در حال توصیف کردن خودشون *
چیزی که من میخونم : یه صورت اخمالو دره پوست مث هلو دره بگو بینم ندیدی نه ندیدم


01:10
22:40


مثل وقتی که بچه بودم و آدم برفیم آب شد از نبودنت ناراحتم


باز هم اشتباه کن با ترامادول


مادام میتونم گروگان بگیرمتون؟


22:33


همونطور که گیلبرت برای آنه برگشت من هم هر کجا که باشم و تو بگی برمیگردم.


اگر زندگیم یه فیلم بود قطعا از این نوع فیلما بود


ولی این فیلما خیلی قشنگه


«میشه به عنوان یه شخصیت که مشکل روحی و روانی دره و توهم اتفاق و چیز ترسناک میزنه تناسخ کنم؟»
قرص برنج رو خورد…


«میشه به عنوان یه گربه چاق توی خونه یه پیرزن مهربون تناسخ کنم؟»
بعد پرید…


پس حقیقت لذت بخشه ؟


اگر حقیقت تلخ باشه ینی تلخی خوشمزس و لذت بخش


چه زندگی کثیفی


میخاستم مخش بزنم


عه این دوست پسرم دره


Репост из: - Ba
من اینطوریم که دو دقیقه دوس پسرم حواسش بهم نباشه چالش میزارم💘


منظورش کاراکتر تو پیش نویس داستان نویسنده هاست 🤣🤣

Показано 20 последних публикаций.

25

подписчиков
Статистика канала