;ゼイン


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


https://telegram.me/BChatBot?start=sc-685357-8Q3Rl28

Связанные каналы  |  Похожие каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


الان پیاممو پاک کردم


کاش چص‌دست بازی انقد در نیارم...


قشنگ بود.


امروز روز غمباری بود،هوا بارانی،بی یک تبسم خورشید.
درست مثل دوران پیری که در انتظار من است.افکار عجیبی ذهنم را سخت به خود مشغول می‌دارد.احساسات غم‌انگیزی دلم زا تنگ کرده و افکار زیادی،که هنوز برای خودم روشن نیست،در ذهنم زیر و رو می‌شود از تمامی آدم‌ها دلگیرم اما هنوز با لبخند خنده ها به آن‌ها نگاه می‌کنم اما نه می‌توانم مسائلم را حل کنم نه میلی به حل کردنشان دارم.این کار،کار من نیست.






痛み.




جونورای رقت انگیز.


بفرمایید




نورا مایه افتخار بندست.


Репост из: 𝗠𝗧𝗡 𝗖𝗿𝗲𝘄
Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram


زیبا و فرح‌بخش


هه داداشم هستش.


Репост из: '𝖱𝗁𝗂𝗇𝗈
Living In the town of broken dreams.


من وقتی یکم بیش از حد اجتماعی میشم:


یه جا نوشته بود می‌گفت:
هوا غم‌آلود، درخت‌ها غم‌آلود، صدای پرنده‌ها غم‌آلود، تو هم می‌خندی آروم و غم‌آلود؛ راهی نداریم جز دوست داشتنِ این غم، داریم؟




نامه هفتم-
نمی دانم شما چه نامی روی آن می گذارید آقای محترم، من آن را رگ حیات می نامم. کارد اگر به رگ حیات برسد، انتخاب به مرگ و آرزوی مرگ محدود می شود. تنها فایده ی این رگ آن است که آدمی را به حیات وصل می کند و واضح است که فایده ی زیادی ندارد. اگر این رگ بریده شود، به آغوش مرگ خواهیم رفت و اگر بریده نشود، به زندگی باز نخواهیم گشت.
اگر برای زندگی خود هزاران شریان در سطوح مختلف نظر بگیریم، به عقیده ی من رگ حیات در دورترین نقطه از سطح آن قرار دارد. وقتی کارد به آنجا می رسد، یعنی پیش از رسیدن به این رگ، شریان امید، آرزو، احساس، رویا، آزادی، آزادگی، لذت و تمام شریان های دیگر بریده شده اند. شما بگویید آقای محترم، وقتی به رگ حیات می رسیم، آیا نباید خود نیز برای بریدن آن بکوشیم؟
حیات آدمی اگر وصل به یک چیز، تنها یک چیز و البته آن هم چیزی ناقص، بی ارزش و نه چندان مفید باشد، مقصد جز مرگ یا آرزوی مرگ نیست. اگر تمام شریان ها به جز رگ حیات بریده شود، زندگی به زنده ماندن تقلیل می یابد و شما بگویید، زنده ماندنی که تا این حد پراهمیت می نماید، چه فایده ای دارد؟
به گونه ای نگاهم میکند که انگار در میانه های مهمانی دچار هذیان شده ام و یا تاثیر گیلاس هایی است که نوشیده ام؛اما در اصل درگیر غمی هستم که تاثیر آن از مستی و هذیان گفتن بدتر است.
آدمی جز این نیست آقای محترم. بدون امید، لذت، آرزو و چیزهای دیگری که خود می دانید، آدمی ماهیت خود را از دست می دهد. حالا پاسخ پرسشتان را می دهم. هرچه کرده ام و هر زخمی که بر جان خریده ام، از آن رو بود که کار به رگ حیات، آخرین شریان زنده ماندنم نرسد؛ از آن رو بود که امیدم سر بریده نشود؛ که هنوز بتوانم از چیزی لذت ببرم و رویاپردازی کنم. آقای محترم، من خودم را وقف آن کرده ام که زندگی ام به زنده ماندن تقلیل نیابد. می بینید که مرا احضار کرده اند و متاسفم که باید در میانه‌ی این گفت و گوی مفید خوب شمارا ترک کنم و برای مدتی به درون تاریکم سفر کنم
-یادداشت.
-29نوامبر
-طهران_پاییز ۱۴۰۱

Показано 20 последних публикаций.

134

подписчиков
Статистика канала