پسا صلح چه خواهد شد؟
t.me/eslahdini98
البته این فقط یک مفروض است که صلحی خواهد آمد و جنگ پایان خواهد یافت. اینکه این را فرض گرفتن می گویم برای این است که جامعه ما به لحاظ فرهنگی، سیاسی، علمی و دینی به مرحلهی نرسیده ایم. به عبارت بهتر گمانم این است ما ظرفیت برای آشتی را نداریم. در یک جامعه که قرن ها جنگ حاکم بوده و همیشه طرف ها حقوق شان را از راه خشونت مطالبه می کرده که در این راه یا شکست می خوردند که نابود می شدند و یا پیروز می شدند که به آن می رسیدند و تمام زمانی برنده بازی بوده آن حقوق را نیز داشته است.
در تاریخ معاصر ما موردی را سراغ نداریم که طرف ها از راه گفتگو به تفاهم و سازش دست یافته باشند بلکه همیشه با نیروی غضب سراغ هم رفته اند. از این منظر می گویم صلح و گفتگو پیرامون آن هنوز برای جامعه و مردم مثل افغانستان غیر واقع بینانه است.
از این که بگذریم و بر فرض رسیدن به صلح، پسا صلح چی خواهد شد؟ آیا ما به سوی دموکراسی اسلامی (البته این از منظر کسانی است که دغدغه هر دو را دارد من خودم اساسن چنین پسوندی را نمی پسندم) خواهیم رفت یا به سوی امارت و خلافت؟ آیا حقوق اقلیت های دینی مذهبی بر اساس فقه سنتی با آن رفتار خواهد شد یا بر اساس قرائت نوین از دیانت؟ آیا زن هم چنان محکوم و محروم خواهد ماند همانگونه که پیش از دوران تجربه دموکراسی اسلامی بوده و در دوران دموکراسی اسلامی بوده است یا وضع شان بهتر خواهد شد؟ آیا حنای استفاده از دیانت در پسا صلح هم رنگ خواهد داشت یا همین که به قدرت و خواست شان رسیدند دیگر این حنا رنگ می بازد؟
این ها و دهها سوال دیگری که به شدت مرا آشفته کرده است.
ولی اساسیترین پرسش این است که رسالت خبرگان ونخبگان و فرهنگیان در این میان چیست؟
@eslahdini98
t.me/eslahdini98
البته این فقط یک مفروض است که صلحی خواهد آمد و جنگ پایان خواهد یافت. اینکه این را فرض گرفتن می گویم برای این است که جامعه ما به لحاظ فرهنگی، سیاسی، علمی و دینی به مرحلهی نرسیده ایم. به عبارت بهتر گمانم این است ما ظرفیت برای آشتی را نداریم. در یک جامعه که قرن ها جنگ حاکم بوده و همیشه طرف ها حقوق شان را از راه خشونت مطالبه می کرده که در این راه یا شکست می خوردند که نابود می شدند و یا پیروز می شدند که به آن می رسیدند و تمام زمانی برنده بازی بوده آن حقوق را نیز داشته است.
در تاریخ معاصر ما موردی را سراغ نداریم که طرف ها از راه گفتگو به تفاهم و سازش دست یافته باشند بلکه همیشه با نیروی غضب سراغ هم رفته اند. از این منظر می گویم صلح و گفتگو پیرامون آن هنوز برای جامعه و مردم مثل افغانستان غیر واقع بینانه است.
از این که بگذریم و بر فرض رسیدن به صلح، پسا صلح چی خواهد شد؟ آیا ما به سوی دموکراسی اسلامی (البته این از منظر کسانی است که دغدغه هر دو را دارد من خودم اساسن چنین پسوندی را نمی پسندم) خواهیم رفت یا به سوی امارت و خلافت؟ آیا حقوق اقلیت های دینی مذهبی بر اساس فقه سنتی با آن رفتار خواهد شد یا بر اساس قرائت نوین از دیانت؟ آیا زن هم چنان محکوم و محروم خواهد ماند همانگونه که پیش از دوران تجربه دموکراسی اسلامی بوده و در دوران دموکراسی اسلامی بوده است یا وضع شان بهتر خواهد شد؟ آیا حنای استفاده از دیانت در پسا صلح هم رنگ خواهد داشت یا همین که به قدرت و خواست شان رسیدند دیگر این حنا رنگ می بازد؟
این ها و دهها سوال دیگری که به شدت مرا آشفته کرده است.
ولی اساسیترین پرسش این است که رسالت خبرگان ونخبگان و فرهنگیان در این میان چیست؟
@eslahdini98