نقش پراکنده

@naqsheparakande Нравится 0
Это ваш канал? Подтвердите владение для дополнительных возможностей

بناست اینجا جمع پراکنده ها باشد
مدیر: https://t.me/haghanifazl
Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана


Гео канала
не указан
Язык канала
не указан
Категория
не указана
Добавлен в индекс
03.02.2019 21:41
реклама
Изготовление мягкой мебели.
Производство мягкой мебели. По фото не стандарт.
SearcheeBot
Ваш гид в мире Telegram-каналов
TGStat Bot
Бот для получения статистики каналов не выходя из Telegram
146
подписчиков
~0
охват 1 публикации
N/A
дневной охват
N/A
постов в день
N/A
ERR %
0
индекс цитирования
Просмотры
Данные по динамике просмотров появляются
на следующий день после добавления канала
Средний охват поста и ERR%
Данные по динамике среднего охвата и ERR появляются
на следующий день после добавления канала
Репосты и упоминания канала
Каналы, которые цитирует @naqsheparakande
نشر سایه سخن
کلمه‌بازی
دیروزنامه
? تقریرات
Последние публикации
Удалённые
С упоминаниями
Репосты
ما همگی براندازیم!

ما با زبانمان همان برخوردی را می کنیم که با طبیعتمان، با آب و خاک و درخت و کوه و دریایمان.
همان قدر که نسبت به آنها بی مبالاتیم با کلماتمان هم لاابالی و بی قید و بندیم.

می گوییم زبان موجود زنده است اما برایمان مهم نیست که این موجود زنده اصل و‌نسبی هم دارد و خانواده ای و پدر و مادری و خانمان و دودمانی.
می گوییم زبان موجود زنده است اما موجود زنده را که نباید شکنجه داد، نباید زخمی و رنجور کرد، نباید کُشت.
ما زبانمان را شکنجه می دهیم و زخمی اش می کنیم و می گوییم زبان همان است که می تواند دست و پا شکسته و مریض و نحیف و نیمه جان، کف کوچه و خیابان به زندگی فلاکت بارش ادامه دهد؛ زبان همین است دیگر.

ما همان خشونتی را که با همه کس و همه چیز داریم با زبانمان هم داریم؛ آسیب می زنیم و لت و پار می کنیم و شرمساری نیز نداریم.

ما یک عالم خشم فروخورده و اعتراضِ به زبان نیاورده داریم که همه را یک جا و یک نَفَس بر زبانمان خالی می کنیم.
ما اسلحه ای روی دوشمان گذاشته ایم و به هر کلمه ای که می رسیم شلیک می کنیم؛ ما مبارزانی هستیم که زبان را با سیاهکل اشتباه گرفته ایم ما فقط به پاسگاه حمله می کنیم اما به عواقب هیچ حمله ای هرگز فکر نمی کنیم.
ما تنوین را با دیوار سفارت عربستان اشتباه می گیریم و چنان از آن بالا می رویم و چنان قصد تخریب و تسخیرش را داریم انگار می خواهیم انتقام یزدگرد سوم را از تنوین بگیریم.

ما چنان علائم سجاوندی را رعایت نمی کنیم انگار نقطه و ویرگول همان حجاب اجباری است و رعایت نکردنش نوعی مبارزه است.
ما چنان با غلط های املائی مان عکس یادگاری می گیریم و منتشرش می کنیم انگار هر غلطی یک سلبریتی است، خودمان را به غلط ها می چسبانیم و پز می دهیم.

ما حافظ و سعدی و فردوسی را با برادران لاریجانی اشتباه می گیریم و چنان می گوییم آخر تا کی اینها باید بر مسند باشند؟ انگار عمری است از جورِ حکومت مطلقه شاهنامه به تنگ آمده ایم و مشکل بی آبی، تقصیر آبیاری بیش از حد گلستان و بوستان است و اگر ما در پی هیچ اصلاحی نمی رویم و در پی سامان نیستیم به خاطرِ دروغ تبلیغاتی حافظ بود که گفت:
یوسف گمگشته(خودش) باز آید به کنعان غم خور
کلبه احزان ( خود به خود) شود روزی گلستان غم مخور

ما قصد براندازی زبان و ادبیات را داریم.
اصلاً ما در برابر همه چیز یا براندازیم یا بی خیال.
با صلح و اصلاح و مصلح و مشتقات و مترادفات این کلمات سرسازگاری نداریم.

زندگی چریکی حالمان را خوب می کند، تفکر پارتیزانی حس خوبی به ما می دهد، ما انقلابی هستیم.
ما تخریبگران خوبی هستیم و آبادگرانی بی حوصله.
ما هر کدام کلی نارنجک دست ساز داریم که هر جا می رسیم پرتابش می کنیم: لابه لای کلمات، زیر پای جملات، روی قواعد و دستور زبان، روی تاریخ، روی فرهنگ، روی زندگی.


حالا شما برو به هشتاد میلیون ایرانی بگو:
ادب مرد بهْ ز دولت اوست
میلیون ها نفر با احمدی نژادی که در حنجره دارند به تو می خندند و می گویند:
بگم...بگم؟
اون ممه رو لولو برد
آبو بریز اونجات که می سوزه

#عرفان_نظرآهاری

@SayehSokhan
Читать полностью
نقش پراکنده 29 Jan, 11:47
معتقدم. خیلی!


مقدار استعدادها، امکانات آدمی، محیط و اینکه با رسول بوده یا نه و اینکه در چه شرایطی قرار گرفته، هیچ کدام برای حرکت انسان رکن نیستند، پایه و اساس نیستند،
چرا که «موقعیت‌ها» مهم نیستند
این «موضع‌گیر‌ی در موقعیت‌هاست»
که ارزش می‌آفرینند.

مرحوم علی صفایی حائری
نقش پراکنده 26 Jan, 11:01
سی ویژگی کسانی که کتاب نمی‌خوانند
دکتر محمود سریع‌القلم

۱- خیلی راحت تحت تأثیر تبلیغات و Propaganda قرار می‌گیرند.
۲- حرف‌های تکراری می زنند.
۳- دایره واژگان آنها بسیار محدود است.
۴- خود را نمی شناسند.
۵- با هیجان و احساس زندگی می کنند.
۶- بخش استدلالی ذهن آنها تقریباً تعطیل است.
۷- استعداد پوپولیست شدن را پیدا می کنند.
۸- قوای عقلی آنها پرورش نیافته است.
۹- بر آن چه می گویند خیلی کنترل ندارند.
۱۰- گوش کردن به دیگران را نمی آموزند.
۱۱- مستعد پذیرش شایعات هستند.
۱۲- اهمیت متفاوت بودن انسان‌ها را کشف نمی‌کنند.
۱۳- مغز، حالت سولفاته پیدا می کند.
۱۴- غلظت یادگیری آنها به شدت کاهش می یابد.
۱۵- فرصت فکر کردن در زندگی را از دست می دهند.
۱۶- با واژه «انتقاد» بیگانه‌اند.
۱۷- زمینه های تداوم اقتدارگرایی را فراهم می آورند.
۱۸- حرف های نسنجیده زیاد می زنند.
۱۹- منافع خود را به خوبی تشخیص نمی‌دهند.
۲۰- با واژه «مشورت» ناآشنا هستند.
۲۱- حکومت ها را خوشحال می کنند.
۲۲- باعث می شوند که نظام حزبی در یک کشور شکل نگیرد.
۲۳- زود عصبانی می شوند.
۲۴- از حقوق شهروندی خود و دیگران ناآگاه هستند.
۲۵- برای رشد فکری و شخصیتی، احساس نیاز نمی کنند.
۲۶- در همه زمینه‌ها اظهار نظر می کنند.
۲۷- راحت بر دیگران القاب می گذارند.
۲۸- تفاوت بین توهم و غیر توهم را نمی‌دانند.
۲۹- تعریف‌شان در خصوص زندگی از غرایز انسانی فراتر نمی‌رود.
۳۰- نمی‌دانند جهل چیست.

پی نوشت: به نظرم کانال این حرفها کلیت ندارد و خلاف آن هم زیاد مشاهده می‌شود.

https://www.isna.ir/news/97020905321
Читать полностью
نقش پراکنده 25 Jan, 12:36
فلسفه با طعم سیاست.

امروز اتفاقی به کتاب الاهیات شفا مراجعه کردم. و یادداشت خودم در روز آخر کلاس را دیدم.
سه شنبه ۱۳۸۴/۲/۲۰ نخستین روز ثبت نام از کاندیداهای دوره نهم ریاست جمهوری
نقش پراکنده 25 Jan, 08:41
در دلم خیام می‌خواند، به گوشم بوسعید!
این میان تکلیف چیست ای شمس تبریزی من؟


تو #پلاس دیده بودم. گشتم ولی گوینده‌اش را پیدا نکردم
نقش پراکنده 23 Jan, 11:25
از گرفتاری‌های شاهنشاه آریامهر

در یادداشت‌های پانزدهم اردیبهشت ۱۳۵۲ اسدالله علم آمده است:

«صبح به بندرعباس رفتیم... شاهنشاه ناهار در بندرعباس صرف فرمودند. قرار بود بیمارستان شیروخورشید را نیز ببینند. سر ناهار فرمودند نمی‌روم و علت را بعداً به تو خواهم گفت. به اتاق استراحت شاهنشاه رفتم علت را جویا شدم. فرمودند: آخر اسم بیمارستان ثریاست (ملکه سابق... بیچاره ثريا!). آن وقت علیاحضرت[ فرح] خیال خواهند کرد من مخصوصا این کار را کردم.»

ملکه ثریا سال ۱۳۳۶ از شاه جدا شده بود. شاه بعد از پانزده‌شانزده‌سال که از طلاق ثریا می‌گذشت چنین ملاحظاتی داشت... تحلیل عَلَم از این واقعه این بود:

«از شاه تا گدا گرفتار زن‌هایمان هستیم» (ج۳ ٬ص۳۸).
Читать полностью
نقش پراکنده 22 Jan, 17:19
مرحوم حاج اسماعیل دولابی:

در بازار چوب فروشها، در هر حجره روزی چند كامیون چوب معامله می شود ولی در پایان روز که سؤال کنی چقدر کاسبی كرده اید، می گویند مثلاً ده هزار تومان. امّا یک منبّت کار تکه ی کوچکی از آن چوبها را می گیرد و حسابی روی آن كار می كند و بر روی آن نقش می اندازد و همان تكّه چوب را صد هزار تومان يا بيشتر می فروشد. گاهی اوقات آن قدر نفیس می شود كه نمی توان روی آن قیمت گذاشت. در اعمال عبادی هم زياد عبادت كردن چندان ارزش ندارد بلكه روی عمل حسابی كار كردن و آن را خوب از كار درآوردن و حقّ آن را ادا كردن نتيجه بخش است.
Читать полностью
نقش پراکنده 18 Jan, 21:09
پاراگراف ۳۴۴
آدمیان آینه‌اند

آری آدمیان به آینه‌ها شبیه‌اند. آینه‌ی زنگار بسته تو را کدر نشان می‌دهد، و آینه‌ی ترک خورده تو را شکسته،‌ و آینه‌ی صیقلین یا موّاج تو را صاف یا معوج. و این جز آن است که تو صاف باشی یا شکسته یا کدر یا زنگار بسته.
من گاهی آینه‌ی دق بوده‌ام، و گاهی به تلنگری ترک برداشته‌ام. من گاهی به کلی خرد شده‌ام و در هزار تکه‌ی من هزار تصویر خرد شما پیدا بود.

#طومار_شیخ_شرزین #بهرام_بیضایی ص ۶۸
انتشارات روشنگران. چاپ سوم، تابستان ۱۳۷۰.
@paragrafchanell
Читать полностью
نقش پراکنده 16 Jan, 22:51
پاراگراف ۳۴۱

گروهی از مفتیان متعصب و قشری، ادعانامه‌ای علیه نسیمی صادر کرده و فتوا به زندقه و الحاد او دادند ......
حاکم حلب پس از مطالعه گزارش محاکمه نسیمی،‌ دستور داد که از او پوست برگیرند و هفت شبانه روز در شهر حلب به تماشای مردم بگذارند ....
نوشته‌اند که یکی از فتوا دهندگان گفت: این مرد چنان کافرست که اگر یک قطره از خونش بر عضو کسی بچکد، قطع آن عضو فرض است. بر حسب اتفاق،‌ هنگام پوست برگرفتن از پیکر نسیمی قطره خونی بر انگشت آن به اصطلاح قاضی که در مراسم حضوری فعالانه و نزدیک داشت، چکید. به قاضی گفته شد که دقیقه‌ای پیش چنین می‌گفتی. گفت: من آن سخن بر سبیبل تمثیل می‌گفتم.
نسیمی بداهتا سرود
زاهدین بیر بارماقین کسسن دونر حقدن گچه
گور بو مسکین عاشقی سرپا سویوللار آغلاماز

اگر یک انگشت زاهد را ببری به حقیقت پشت خواهد کرد/ ولی این عاشق بیچاره را سراپا پوست می‌کنند و گریه هم نمی‌کند

مقدمه #دیوان_سید_عمادالدین_نسیمی. انتشارات برگ. ۱۳۶۹. ص ۲۱-۲۲

@paragrafchanell
Читать полностью
نقش پراکنده 15 Jan, 23:05
می‌دونستید رفوزه از refuse فرانسوی اومده؟ تو #فرانسوی هم مثل انگلیسی refuse همون معنی deny و reject و رد کردن و امتناع کردن و این‌ها می‌ده.

می‌فرمایند که از #وام‌_واژه ‌های فرانسویه که تو دوره‌ی سروری زبان فرانسه در ایران (به عنوان زبان دوم غالب) وارد فارسی شده.

مدخل وام‌واژه‌های فرانسوی رو تو ویکی‌پدیا یه نگاه بندازید تا شوکه بشید از کثرت واژه‌های فرانسوی توی فارسی.

از کانال تلگرامی کلمه بازی
@kalamebazi

https://fa.m.wikipedia.org/wiki/فهرست_وام‌واژه‌های_فرانسوی_در_فارسی
Читать полностью
نقش پراکنده 13 Jan, 17:08
نوشته یکی از داداشها تو یه گروه


الان یکی از بچه‌ها اومد و گفت دوستش دیروز تصادف کرده و مرده. بعد با یه حال بدی گفت: «بنده خدا چقدر زحمت کشید دکتری‌اش رو گرفت و فلان کار و بهمان کار را کرد و تازه دو سال بود که شده بود رئیس فلان مدرسه». دلش برای اون بنده خدا می‌سوخت که فقط دو سال بود که رئیس شده بود و قبل از بهره بردن از مواهب موقعیتش مرده بود.

خیلی از ماها احتمالا اصلا به جایی که می‌خواهیم نمی‌رسیم و تازه اگر هم برسیم معلوم نیست چقدر بعدش زنده بمونیم یا اون موقعیت چقدر پایدار بمونه. اگه یاد نگیریم که از خودِ «مسیرِ» زندگی بهره بگیریم و لذت ببریم، قطعا بازنده‌ایم. زندگی هر روز به ما یادآوری می‌کنه که یادبگیریم «خوش بودن و شاد بودن و زندگی کردن رو به هیچ موفقیتی گره نزنیم».
Читать полностью
نقش پراکنده 13 Jan, 16:06
داریوش شایگان در کتاب زیر آسمان‌های جهان
می‌گوید: آن مهارت را ندارم که درباره چیزهایی که خوب نمی‌دانم نظر بدهم.


به نظرم رسید گویا بعضی‌ از ما در این زمینه نابغه‌ایم
امروز به مناسبتی صحبت از خامی و پختگی شد. یکی از دوستان یاد شعری درباره دو عبدالرحمان افتاد. با کمی جستجو این شعر پیدا شد:

آن امام به حق، ولیِّ خدا
کاسدالله غالبش نامی
دو کس او را به جان بیازردند
یکی از ابلهی یکی خامی
هر دو را نام عبد رحمان است
آن یکی ملجم این یکی جامی

شاعر این شعر میرحسین میبدی شافعی مذهب است. و گویا اشاره او به عبدالرحمان جامی به خاطر اشعار سرزنش آلودش درباره ابوطالب پدر امام علی(ع) است.
Читать полностью
خردادماه سال ۱۳۷۲. ششمین دوره انتخابات ریاست جمهوری. رقابت هاشمی رفسنجانی با احمد توکلی، عبدالله جاسبی و مرحوم رجبعلی طاهری. یک انتخابات کم جان و یک پیروزی ضعیف. شاید بتوان گفت برنده واقعی آن انتخابات احمد توکلی بود. این پوستر یادگار آن‌ روزهاست.
بریده‌ای از یک روزنامه ۲۲ سال پیش. زمستان سال ۱۳۷۵. سفر علی‌اکبر ناطق نوری به مازندران و حاشیه‌های آن. او رئیس چهارمین و پنجمین دوره مجلس شورای اسلامی و جدی‌ترین نامزد انتخابات ریاست جمهوری هفتم بود. رسانه‌های رقیب این سفر را در راستای تبلیغ انتخابات ریاست جمهوری تفسیر کردند. تبلیغات گسترده در سطح روزنامه‌ها و رسانه ملی نیز به این تصور دامن زد.
یک پوستر از سالهای نخستین پیروزی انقلاب اسلامی. از کانال دیروزنامه
@baztr
یک نکته و تجربه مفید از زبان خانم دکتر فاطمه توفیقی

در فضیلت وقت نداشتن

در دوره دکتری‌ام در اسکاتلند، استادی گفت که مشاهده شده بیشترین ناکام‌های دکتری آنهایی نیستند که در جلسه دفاع تزشان رد می‌شود، بلکه آنهایی هستند که تزشان را تمام نمی‌کنند. و آنهایی که تزشان را تمام نمی‌کنند، بیشترین دانشجویان بومی هستند تا دانشجویان خارجی. او این مثال را گفت تا بگوید فشار چیزی مثل مدت ویزا چطور به کامیاب شدن رساله‌ها کمک می‌کند و به طور دقیق‌تر اهمیت ضرب الاجل‌ها را گوشزد می‌کرد. (البته برای تمدید ویزا در خارج یا سربازی نرفتن در داخل می‌شود همیشه تحصیلات را ادامه داد.)
این حکایت برایم عجیب نبود. بسیاری از زنان به من گفته بودند، پس از مادر شدن و در حالی که حتی وقت خوابیدن هم پیدا نمی‌کنند، بازدهی علمی‌شان بالا می‌رود. یکی از دوستانم می‌گفت وقتی مردد مانده بود که سر کار برود و وقتی برای کار علمی نداشته باشد یا سر کار نرود و به کارهای علمی‌اش برسد (به شرط نداشتن غمِ نان)، استادش به او گفته بود که «کسانی که وقت ندارند، کتاب می‌نویسند». همه اینها خلاف شهود ماست. اما واقعیت است.
این را در زندگی شخصی‌ام هم تجربه کرده‌ام. من دقیقا می‌فهمم چه حالی است که به دلیل مسایل شغلی یا اشتغالات شخصی یا ناآمادگی بدنی و روانی مدت‌ها وقت نمی‌کنم سر کارم بروم و حتی یادم می‌رود مقاله‌ای که مدت‌ها کنار گذاشته‌ام، درباره چه بود. من می‌فهمم که چطور یک آدمِ خسته گیج نمی‌تواند به کارهایش برسد. این وضعیت مطلوب من نیست. ولی دقیقا دستاوردهایم را مدیون همان دقایق اندکِ گرانبهایم هستم، دقایقی که می‌دانم دوامی چندان نخواهند داشت.
@ftofighi
Читать полностью
به خاطر این بیت رفتم دیوانش رو خریدم. خیلی سال پیش البته
-------------------------

هوس دارم که دوزم چاک دل از تار گیسویش
ولی چندان گره دارد که در سوزن نمی‌آید

هلالی جغتایی
نقش پراکنده 30 Dec 2018, 18:03
محضر مبارک آیت الله سید علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران
با اهداء درود و سلام و با عرض تسلیت فقدان دردناک پرچمدار بزرگ توحید و رهبر فرزانه مستضعفان گیتی امام خمینی و با ابراز تشکر از مجلس شریف خبرگان که با درایتی درخور تحسین و سرعتی قابل تقدیر شما را به مقام رهبری برگزید، دولت جمهوری اسلامی بر خود لازم می‌داند که بیعت صمیمانه خویش را با حضرت مستطاب عالی که به حق از برجسته‌ترین وارثان آرمان‌های بنیان‌گذار جمهوری اسلامی و از زبده‌ترین و نزدیک‌ةرین یاران ایشان بوده‌اید علام کند.
اصل اصیل ولایت فقیه اساس مشروعیت نظام ماست، به اعتماد حضور آن فقیهان که به حق از پیامبران ارث برده‌اند و با رکون به رکن محکم رهبری اسلامی در کشور است که هر مسئولی اجازه دخل و تصرف در حیطه مدیریت خویش را پیدا می‌کند.
انتخاب شخصیتی چون شما که زجر کشیده دوران سخت مبارزه و پرورده تیزهوش مکتب امام ما بوده‌اید و در خداترسی و خلوص و روشنی اندیشه و تدبیر آزموده سال‌های سخت پیروزی و پس از پیروزی هستید موجب اطمینان تمامی خدمتگزاران در سراسر کشور است......
روزنامه کیهان. ۱۶ خرداد ۱۳۶۸. پیام نخست وزیر وقت به رهبر انقلاب
Читать полностью