aiDa

@aidw_life Yoqdi 0
Bu sizning kanalingizmi? egalikni tasdiqlang Qo‘shimcha imkoniyatlardan foydalanish uchun

💜95/08/13
@thewida
Kanal hududi va tili
ko‘rsatilmagan, Ingliz tili
Kategoriya
ko‘rsatilmagan


Kanalning hududi
ko‘rsatilmagan
Kanal tili
Ingliz tili
Kategoriya
ko‘rsatilmagan
Indeksga qo‘shilgan
20.11.2017 22:25
18 May, 21:48 (29 kun oldin)
کاش بیشتر زندگی میکردم,کاش بیشتر میشناختمت
میدونی...?
من تورو با تعریفای عزیز شناختم
وقتی به قول خودش میومدی پشت درگاه پنجره میگفتی حاج خانوم چایی داری ب ما بدی?اون وقت عزیز میگف کفشاتو در بیار مگه در نداره این خونه که از پنجره میای?حالا که اومدی تو بیا دوتا چایی بریز باهم بخوریم
وقتی شناختمت که میگف خدا بیامرزش ازین دیوار صدا در میومد از حمید نه،اون روز که رفتم چایی بریزم از تو چشاش یه حرفی خوندم اما فکر نمیکردم بخواد یهو برگرده بگه تو خوده باباتی آیدا،اولین بار یه حس برتری داشتم به امید وقتی گف امید اصلا شبیه بابات نیست ولی تو خودشی انگار...
یه حسی شبیه وقتی مامان میگف روز تشییع جنازه یکی بهش گفته غصه چی میخوری؟نگاه کن به صورت دخترت خدا یه حمید کوچولو برات گذاشته
هنوزم وقتی طرف اون درخت توت میرم هیشکی اندازه عزیز نگرانم نمیشه شاید اون از همه بیشتر ازون درخت کینه داره شاید از همه بیشتر از دستت داده،مثل من یا حتی بیشتر...
دیشب که عزیز بازم طرفداریمو کرد جلو همه فقط خندیدم و پز دادم حتی شبشم که از مامان پرسیدم چرا عزیز منو دوس داره تو ذهنم هیچ جوابی نبود،اما سخت نبود فهمیدنش وقتی یاد حرفش افتادم،تو خود باباتی آیدا...
حتی اگر مثل تو آروم و مظلوم و بی آزار نباشم...
عاشقش میشم وقتی عین خیالش نیست سه تا داماداش نشستن جلوشو میگه حمید بهترین دامادم بود...عاشقه عشقش به تو میشم...
وقتی تو یه صفحه از دهه هفتاد خاطرات خاله خوندم حمید اقا دارن میان اول نفهمیدم کیو میگه طول کشید تا یادم بیاد اینجا همه یه حمید اقا میشناختن جز من،اونم حمید آقایی که بعد هیفده سال هنوز عزیز موقع چایی ریختن یادش میکنه...
میدونی...? اولا میگفتم چرا من خوابشو نمیبینم
اما یکم که گذشت فکر کردم مگه میشه آدم کسیو که نمیشناسه تو خواب ببینه،من نه یادی از لمس کردنت دارم نه خاطره ای از داشتنت،حتی وقتی همه میدونن آیدا بدون باباش هیچ جا نمیرفته...
وقتی امید نمیتونست به پدرخانومش بگه بابا فهمیدم چرا تو دهنش اسم بابا نمیچرخه,تازه اون که بیشتر از من بهت گفته بابا...
شایدم راس میگن آدم وقتی کسیو نداشته نمیتونه دلتنگ از دست دادنش بشه اما من تهه تهه اون ناهشیاری که الان تو همه جزوه هام هست حست میکنم،باهات زندگی میکنم،یه جایی اون اعماق ذهنم انگار دارمت،فقط برای خودم...
۹۸.۲.۲۸