تـحریرِ خیـــال


Kanal geosi va tili: ko‘rsatilmagan, ko‘rsatilmagan
Toifa: ko‘rsatilmagan


کشکولی از پاک‌نویسی‌ها و علاقه‌مندی‌های من
من:
@mohami_mm

Связанные каналы  |  Похожие каналы

Kanal geosi va tili
ko‘rsatilmagan, ko‘rsatilmagan
Toifa
ko‘rsatilmagan
Statistika
Postlar filtri


فرهاد
آلبوم: وحدت
نام اثر: شهیدان شهر

عمو یادگار، مستی یا هشیار؟
خوابی یا بیدار؟


گله ای نیست، من و فاصله‌ها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست

#محمدعلی_بهمنی


نام اثر: وقتی زنی وارد زندگی‌ات می‌شود


عاجزانه از شما میخواهم در دوران نمایشگاه کتاب حتما چند کتاب تاریخ معاصر را در سبدهای خرید خود قرار دهید، چه از نوع خاطرات، چه تاریخ تحلیلی، چه روایت، چه اسناد چه...
خواهش می‌کنم تاریخ بخوانید🥲


آرزو نکنید در عصر و زمان دیگری به دنیا می‌آمدید، وظیفه‌مان را در همین حال درست انجام بدهیم، خواهیم دید که ما در وسط تاریخ قرار گرفته‌ایم.


ای شب ای تشریف قرآن را سلام
 ای ره معراج را اول مقام
 ای شب ای آگاه از راز حرم 
با همه شب زنده داران، همقدم
 شب، نماز مصطفی را دیده است
 شب، مناجات «علی» بشنیده است
 هست با گوش دل شب، آشنا 
صوت «زهرا» و «حسین» و «مجتبی» 
دیده ی شب، دور، از چشم همه
 اشک «زینب« دید و، دفن «فاطمه» 
شب، شنیده نغمه ی «سجاد» را 
و آن خروش و، ناله و فریاد را 
شب، به سجده، گریه ی «باقر» بدید
 ناله ها در خلوت «صادق» شنید 
شب، درون محبس هارون گریست
 در مناجاتش چو «موسی» خون گریست 
شب، تماشا کرده، در حال دعا 
اشک شوق عشق، بر چشم «رضا»
دیده شب، در سجده گاه ذوالمنن
 هم «تقی» و هم «نقی» و هم «حسن»
 شب، کنون دارد جلای دیگری 
از نماز «حجت بن العسکری» 
در دل شب، عاشقان پاکباز
 با خدای خویش، در راز و نیاز
 با چنین رخشنده گوهرهای شب 
من کیم، تا نام رب، آرم به لب

شاعر: حبیب الله چایچیان (حسان)


زیباترین امین‌الله عمرم

اربعین بود، خانه دو برادر نجفی اسکان داشتیم و دو روزی مهمانِ سفره همسایگانِ علی شدیم. هیبتِ عربی‌شان با آن دشداشه‌های سیاه مجذوبم کرده بود و خیره‌خیره نگاهشان می‌کردم، قامت بلند و چهره سبزه‌ای که داشتند برایم "عراق" را به مثابه یک انسان به تصویر و تجسیم کشیده بود. لطافت محبتشان به زائران پسر ابوطالب با صلابت ظاهرشان عجیب آن‌ها را خدایی کرده است.

نماز ظهر را خواندیم، رو به سوی حرم که به سمت حیات پر از نخلشان بود نشستیم و یکی از برادران امین‌الله خواند، زیباترین امین‌الله عمرم... هر زمان که دلم یادِ حرم آن رادمرد روزگار می‌کند این امین‌الله را گوش می‌دهم.


شما کتب آقای مطهری رو بخون، پیکاری (مارکسیست) میشی آخرش!


تقی شهرام با من خیلی خوب بود یک بار به من گفت:«تو اینقدر آدم خوب و مخلصی هستی اگر تمام کتاب‌های شهید مطهری را بخوانی مثل من میشوی، من هم راه تو را رفتم.»
گفتم:«باشد من میخوانم ببینم چه میشود.»
واقعاً هم همینطور به ما نگاه می‌کرد فکر می‌کرد ما خیلی اخلاص داریم و ما را از دستگاه‌های اطلاعاتی بری می‌دانست.
به من می‌گفت:«تو آدم مخلصی هستی.» بعد می‌پرسید:«کتاب‌های شهید مطهری را خوانده‌ای؟» جواب می‌دادم:« بعضی هایشان را خوانده‌ام.» می‌گفت:«همه‌شان را بخوان، توهم پیکاری می‌شوی.» یعنی می‌خواست بگوید من همه این ها را خوانده ام.

بخشی از گفتگو با قائم‌مقام واحد التقاط اطلاعات سپاه پاسداران/کتاب رعد در آسمان بی‌ابر

*پیکار، نام گروه منشعب از سازمان مجاهدین خلق بود که با عدول از اسلام ایدئولوژی مارکسیسم را پذیرفتند. تقی شهرام کسی بود که در سازمان، قبل از انقلاب این تغییر ایدئولوژی را اعمال کرد.


بحر تا سیلاب را صافی نسازد بحر نیست
هرکه ما را در جوانی پیر سازد، پیر ماست
صائب تبریزی

محیی‌الدین و الملة، آ سِید روح‌الله خمینی


فلسفه و... بدون دانش تاریخ ابتر و ناقص هستند. در این راستا به عنوان حُسن ختام کلامی از رهبری معظم را می‌آوریم که طی گفتاری فرمودند:««تاریخ چیز مهمی است. تاریخ را به‌عنوان یک چیز کوچک یا حاشیه‌ای نباید خیال کرد، تاریخ واقعاً مهم است. تاریخ، درس و گنجینه‌ اطلاعات ما از گذشته‌ بشریت است، سرگذشت ماست. مگر می‌شود نسبت به تاریخ بی‌اعتنا بود؟ همه‌ علوم و همه‌ معارف و همه‌ تلاش‌های بشری و همه‌ آنچه که امروز در این صحنه‌ عالم وجود دارد، فقط زمان حال است، میلیون‌ها برابرِ این تلاش‌ها در گذشته انجام گرفته است. سرگذشت این‌ها، یعنی تاریخ (بیانات در دیدار اعضای گروه تاریخ صدای جمهوری اسلامی ایران‌ ۱۳۷۰/۱۱/۸).»


در آستانه نمایشگاه کتاب هستیم و سالانه تعداد انبوهی از مردم ایران در این تجمع عظیم فرهنگی حاضر می‌شوند. پسندیده است که در سبد خرید خود حتماً چند جلدی را به آثار تاریخی اختصاص بدهیم و تجربه گذشتگان بالاخص در تاریخ معاصر را به عنوان «عبرت قریب» مورد استفاده و بهره‌برداری بگذاریم.


خواندن تاریخ به چه دردی می‌خورد؟

✍🏻مهدی اسکندری

ما زندگی روزمرّه خود را داریم. ماشینیسم و دنیای دیجیتال با سرعت بسیار بالایی زندگی بشر امروز را در اختیار گرفته و سیطره‌ای عظیم بر کنش و واکنش او دارد. در این بین شاید ما کم‌تر وقتی را بیابیم که به مطالعه و ارتقای فرهنگ کتاب‌خوانی بگذرد، اما با این وصف همچنان بشر به اقتضای خوی تشنگی به دانستن، سعی می‌کند دقایقی از روز را به خواندن و مطالعه بگذراند. دانستنی‌های علمی، کشمکش‌های سیاسی، فلسفه، روان‌شناسی و... شاید مهم‌ترین رشته‌ها و حوزه‌هایی باشند که انسان امروز خوش دارد در آن‌ها به سیر بپردازد و توشه‌ای علمی برای خود جمع کند.

اما چرا تاریخ خواندن همچنان برای بسیاری از مردم لذت‌بخش و حتی مهم است؟ چرا باید کتاب‌های تاریخی را خواند؟ آشنایی نسل جوان با گذشته سرزمین خود چه سودی برای آنان دارد؟ مردم در «حال» زندگی می‌کنند، آن‌ها برای آینده خود برنامه‌ریزی می‌کنند‌ و نگران آن هستند. تاریخ، مطالعه گذشته است. با وجود مشقت‌ها و مشکلات در‌‌ رفع خواسته‌های کنونی و پیش‌بینی خواسته‌هایی که در راه است، چرا باید نگران چیزی باشیم که در گذشته اتفاق افتاده است؟ با وجود تنوع شاخه‌های علمی مطلوب، چرا باید بر یک مقدار مفید تاریخ پافشاری کنیم؟ چرا بسیاری از دانشجویان و دانش‌پژوهان، بیش از اندازه مورد نیاز خود به دنبال تاریخ هستند؟

در جواب باید گفت از تاریخ بسیار می‌توان آموخت؛ اما به شرط آن‌که هدفمان آموختن و عبرت از تاریخ باشد. تاریخ‌ دریچه‌ای برای شناخت «انسان» است و ملتی که تاریخ نمی‌داند، در اصل شناختی از انسان ندارد. همانگونه که شناخت هر شخص بدون اطلاعات گذشته‌اش ناقص است، شناخت انسان‌ها نیز بدون دانستن تاریخ کامل نیست؛ چرا که سرنوشت بشر مانند امتداد یک خط است و اگر قرار باشد نقطه‌ای از آن را مورد بررسی و فهم قرار داد، باید به عقبه آن رجوع کرد و تأثیر و تأثرات آن را شناخت.

به قول محمد اسفندیاری: «انسان در فلسفه، روان‌شناسی، زیست‌شناسی و... چنان شناخته نمی‌شود که در تاریخ شناخته می‌شود. علاوه بر این، مردمی که حافظه تاریخی نداشته باشند، کودک، بی‌تجربه و بَدَوی هستند و در هر کاری باید از صفر بیاغازند. اما عقل اقتضا می‌کند که آدمی در هیچ کاری از نقطه صفر شروع نکند، بلکه از تجربه‌های دیگران که در تاریخ یافت می‌شود، بهره جوید. تاریخ، پیرمردی خسته و خمیده، با ریشی سفید و کوله‌باری از تجربه‌های ارزنده است که باید به لب‌هایش چشم دوخت و از او آموخت. تاریخ، سرگرمی علمی نیست، تجربه‌آموزی و عبرت‌اندوزی است و افزودن عمر گذشتگان به عمر خویش. فقط با نگاه به عقب می‌توان جلو رفت و هرچه انسان به گذشته بنگرد، بیشتر قدرت آینده‌نگری خواهد داشت. از امام سجاد روایت کرده اند که:گذشته چراغ راه آینده است.»


اهمیّت تاریخ از این نظر روشن‌تر می‌شود که بدانیم کمتر حادثه‌ای در زندگی امروز می‌توان یافت که نمونه، یا نمونه‌هایی از آن در گذشته واقع نشده باشد و این که می‌گویند: «تاریخ پیوسته تکرار می‌شود» یک واقعیت است. البتّه ممکن است موارد استثنایی وجود داشته باشد ولی اکثریت قریب به اتفاق حوادث در این قانون کلّی جمع است.

امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در سخنان گرانبهایش به وضوح به این مطلب اشاره کرده و می‌فرماید:
«عِبادَ الله انَّ الدَّهْرَ یَجْری بِالباقینَ کَجَرِیهِ بِالْماضینَ» یعنی ای بندگان خدا! روزگار در مورد بازماندگان همان گونه جریان پیدا می‌کند که درباره گذشتگان جریان داشت! همچنین در حدیث معروفی آمده است که آنچه در این امت اسلامی واقع می‌شود نمونه‌ای از آن در بنی‌اسرائیل تحقّق یافته است.

عبدالحسین زرین‌کوب تاریخ‌نگار، ادیب، مترجم و نویسنده برجسته تاریخ معاصر در مقدمه کتاب تاریخ ایران بعد از اسلام، می‌گوید: تاریخ نه آیینه عبرت است، نه کارنامه جهل و خیانت. تاریخ راستین، سرگذشت زندگی انسان‌هاست که زندگی کرده‌اند و حتی در راه آن مرده‌اند، اما آنچه برای مورخ اهمیت دارد، آن نیست که این انسان‌ها چگونه مرده‌اند؟ آن است که آن‌ها چگونه زیسته‌اند؟ کسی که تاریخ را چنان که هست می‌نگرد به کمک آن می‌تواند فاصله زمان را در هم نوردد و زندگی کنونی خویش را در زندگی انسان‌های گذشته و دنباله آن مشاهده کند لیکن این فایده وقتی حاصل تواند شد که تاریخ تنها سرگذشت فرمانروایان و نام آوران نباشد، سرگذشت همه مردم و داستان زندگی تمام طبقات باشد.

تاریخ در کلام بزرگان همواره از آن جهت اهمیت پیدا می‌کند که به زندگی بشر، اشاره مستقیم دارد و بدون هیچ دخل و تصرفی سعی می‌‌کند راوی حکایت او در این سیاره خاکی باشد. گویی اگر تاریخ ندانیم و نخوانیم، از معرفت و شناخت انسان به دور هستیم و رشته‌هایی نظیر روان‌شناسی، جامعه‌شناسی،


بیمار چشم اویم و آن سنگدل ، مرا
درمان که بگذریم دعا هم نمی کند!

سجاد سامانی
#چشمهایش


این نسخه "به پرنیان شفق" از همه ورژنای دیگه‌ای که گوش کردم قشنگ تره...


Listen to پرنیان شفق by nazhvan on #SoundCloud
https://soundcloud.com/nazhvan/parnianeshafaq?ref=clipboard&p=a&c=0&si=e339a1e12d534aa189003ecb43f95c53&utm_source=clipboard&utm_medium=text&utm_campaign=social_sharing


کتاب خواندن را زندگی کنید

چند روزِ پیش با دوستی صحبت از این بود که چگونه از خواندن کتاب می‌توان استفاده بهتر بُرد و به نوعی کتاب را زیست؟ تجربه زیسته خودم را به او گفتم، به شما هم می‌گویم.

درگیر شدن با کتاب و تلاش برای ارتباط با فضای نگارش کتاب، هم درک بهتری از خطوط آثار می‌دهد، هم ما را به فضای ذهنی و کانتکس کتاب متصل می‌کند. هر تکسی در کانتکسی نگارش یافته و چه بسا تا زمانی که ما اقتضای نگارش آن کتاب یا بیان یک گفتار را درک نکنیم، نتوانیم مقصود را به نحو احسن درک کنیم. به نوعی باید یک حالت ایمپتی (empathy) ایجاد کرد و همدلانه با حال و هوای کتاب پیش آمد و آن را مزه مزه کرد.

مثلا، وقتی تصمیم میگیرم از شریعتی بخوانم سعی دارم حتما فایل‌های صوتی سخنرانی‌ها را گوش دهم یا سَری به کتابِ "شعله‌های بی‌قرار" ازمحمد اسفندیاری بزنم و خودم را پرت کنم به دهه ۵٠، همانجایی که شریعتی درحسینیه ارشاد با کت و شلوار سفید ایستاده و از الگوی زندگی فاطمه (س) سخن می‌گوید.

از چپ‌های مارکسیست که می‌خوانم دوست دارم جدیت کارشان را درک کنم، فلذا ادبیاتشان را پیگیر می‌شوم و چند وقتی خودم را مهمان دلگویه‌های سعید سلطانپور، اشعار خسرو گلسرخی، نوشته‌های بزرگ علوی، جزوه‌های بیژن جزنی و... می‌کنم تا بتوانم همدلانه زمانه آنان و احوالشان را کمی بهتر متوجه شوم.

در کل باید با کتاب زندگی کرد و به نحوی قدم در فهم حال و هوای متن برداشت...این تجربه را امتحان کنید، مخظوظ خواهید شد.


برای شناساندن درست علی به ملتش، به این مردم شیفته ای که با همه ی ایمانشان در راه علی مبارزه کرده اند، چه کرده اید؟

صدای دکتر علی شریعتی را می‌شنوید


‏خدا هنرش را در خلق و آفرینش ‎چشم‌هایش به رُخم کشید...


قلزم پرخون

✍🏻اسکندری

اندیشیدن هم مانند عاشقی ناخودآگاه و ناگاه جانت را در چنبره می‌گیرد و چشمت را خیره به خویش می‌کند. بی‌آنکه بدانی پای به کدام وادی می‌گذاری، در جذبه مسحور کنندۀ عشق به دانستن، (فیلوسوفیا) و "قدرت" دانش، خواهی افتاد و دیگر هیچ راهی، هیچ راهی به بازگشت نیست! طمع قدرت همان چشم مار است که در خوابت می‌کند و جانت را می‌رباید.

مجنون را کدام عزم است تا از راه رفته عاشقی باز گردد؟ فلسفه جنونی است که جز با پای خیال‌های خام برای قوام دادن تصویری جامع از "بودن و شدن" راه نمی‌رود ! عجبا از این بلند پروازی: رسیدن به کنه حقیقت!

اندیشیدن نیز مانند عاشقی است. دو سویه دارد که در این سوی هرچه می‌روی و می‌دوی تا به مقصود و مقصد برسی، دورتر و ناکام‌تری. معشوقت تیزجَست و گریزپای و ناپایدار است. همان که تصویر تام از دانستن "رموز حیات" نام دارد. این تیزپای را هرگز خیال آسودن در آغوش ذهن جوینده نیست. تا لمحه‌ای نزدیک می‌گردد بی آنکه آبستن " یقینی تازه" شود، تخم شک و تردید می‌کارد و زود دور می‌رود.

این دود سیاه و سرخی است که از بلندی‌های یونان و ایران و اینجا و آنجا برخواست و آنکه گمان برد این علامتی است از "خانه دوست"، زود دریافت که نه! این دود دلی سوخته و جانی آشفته و خونی آتش گرفته‌است که در پی غزال دانایی خسته و پای شکسته به دوزخ وهم و حیرت افتاده و جان داده!

این مذابی است لغزان که دل به دام تعقید و تقید ذهن پای بسته به "زبان"  و "زمان" آدمی ندارد. این لقمه برای دهان "ما" جویندگان گنج حقیقت بزرگ است. دختر سلطان و علاقه چوپان؟

چه می‌دانستیم، در زیر این میدان پرحرارت و خواستنیِ اندیشیدن و حل مسئله و گره‌گشایی از مجهولات، تنوره‌ای از آتش سوزندۀ "نمی‌دانم ها" زبانه می‌کشد و می‌سوزد و خاکستر می‌کند.

چه می‌دانستیم که دست بردن به گوهر یقین خواب است و خیال. رویایی است شیرین و دریایی است مواج و بی پایان که هرگز تشنگان را سیراب نکرده و نمی‌کند. و جز شورکامی و شوربختی برای غریقش نیست. همان که "ابن رشد "آن را "محنت اندیشگر" نام نهاد.

دست یافتن به مقام سطنت اندیشه، همان چشمۀ حیاتی است که به جاذبه و درپی جستجوی آن، کرور کرور جوان و پیر، راه گم کرده و چشمه آب جنون و حیرت نوشیدند و دیو "سرخوردگی "و "یاس فلسفی"جانشان را ربود.

آنچه که گمان‌مان بر قطع و یقینش می‌چرخید زود دود شد، پودر شد، و لغزان از میان پنجه ناتوان "منطق" و "روش" فرو ریخت. و چقدر به این دو( منطق و روش) غرّه شده بودیم؟! چقدر اینان "وهم تسخیر جهان" را در جانمان رسوخ دادند. و چقدر دیر دستان خالی شان در پشت پرده علم و فلسفه رو شد.


من یکی از معیارهای رفتاری‌ام با افراد رابطشون با زن‌ و زن‌ستیزی است...
(ابوی)




چشم خراب دوست خرابم نموده است...

#چشمهایش

20 ta oxirgi post ko‘rsatilgan.

75

obunachilar
Kanal statistikasi