#بامن #حرف #بزن
«روز چهل و یک 41»
خستم از حدس زدنِ سکوتت،
از اینکه حرف نزدههات توی سرم پژواک میشن
و هر بار یه معنای تازه میگیرن.
با من حرف بزن،
نه مثل آدمایی که میخوان قانع کنن یا توضیح بدن،
فقط همونطور که هستی، بینقاب، بینقشه.
حتی اگه صدات بلرزه یا کلماتت ناقص باشن.
من به فهمیدن احتیاج ندارم، به دونستن احتیاج دارم.
با من حرف بزن،
قبل از اینکه بین ما دیواری از حدس و سوءتفاهم بلند شه.
قبل از اینکه این فاصله عادت شه،
قبل از اینکه سکوتت تبدیل شه به جوابی برای همهچی.
من به بودنِ بیصدا عادت ندارم،
من دلم گفتوگوی بیدلیل میخواد،
از همونا که تهش چیزی حل نمیشه
ولی سبک میشی.
با من حرف بزن...
اگه دلت گرفته، اگه خستهای، اگه بریدهای.
اگه حتی نمیدونی چی میخوای،
همینو بگو...
با من سکوت نکن وقتی که از همه بریدهای،
من اونم که اومده بود بمونه، نه بره...
دست نوشته:𝑯𝒂𝒅𝒊𝒔
@Afkar_esfand