Forward from: شکوفهسیاه
15﹐𝖥𝗈𝗋﹕@elephant67
در پی وزش باد نسبتا خنک بهار،، در چمن زاری وسیع قدم برمیداشت. در عمق ذهنش، چیزی جز یک فرد متفاوت درون خودش نمیدید. کسی که حالا میتونست بهترین تجسم رو از خودش داشته باشه. کسی که تمام تلاشش رو برای بهتر بودن انجام میداد. در حالی که گوشش رو به موسیقی ملایم و بی کلامی گره زده بود، موزیک خاطره انگیزی در نقطه بعدی پلی لیستش در انتظارش بود. همزمان با پلی شدن موزیک بعدی، سرعت قدم هاش رو بیشتر کرد و بی پروا در زیر اسمان ابی رنگ بیست و نه اپریل شروع به دویدن کرد: من کی ام؟ خودم؟ یا شاید هم، تو؟ هر چیزی که هست، این رو میدونم که یک من وجود داره، و یک تو. منی که گذشته توعه، منی که تلاش کرد تا تو، حالا اینجا باشی. تلاش کرد تا زیبایی های دنیارو یک بار دیگه بپذیری. از خودت مراقبت کن، و این رو بدون که؛ منی خراب شده، تا تویی ساخته بشه.
﹙من،، برای تو﹚
𝖥𝗋𝗈𝗆﹕@BIackBloom
﹣𝗒𝗈𝗎𝗋 𝖿𝗋𝗂𝖾𝗇𝖽, Henry.
در پی وزش باد نسبتا خنک بهار،، در چمن زاری وسیع قدم برمیداشت. در عمق ذهنش، چیزی جز یک فرد متفاوت درون خودش نمیدید. کسی که حالا میتونست بهترین تجسم رو از خودش داشته باشه. کسی که تمام تلاشش رو برای بهتر بودن انجام میداد. در حالی که گوشش رو به موسیقی ملایم و بی کلامی گره زده بود، موزیک خاطره انگیزی در نقطه بعدی پلی لیستش در انتظارش بود. همزمان با پلی شدن موزیک بعدی، سرعت قدم هاش رو بیشتر کرد و بی پروا در زیر اسمان ابی رنگ بیست و نه اپریل شروع به دویدن کرد: من کی ام؟ خودم؟ یا شاید هم، تو؟ هر چیزی که هست، این رو میدونم که یک من وجود داره، و یک تو. منی که گذشته توعه، منی که تلاش کرد تا تو، حالا اینجا باشی. تلاش کرد تا زیبایی های دنیارو یک بار دیگه بپذیری. از خودت مراقبت کن، و این رو بدون که؛ منی خراب شده، تا تویی ساخته بشه.
﹙من،، برای تو﹚
𝖥𝗋𝗈𝗆﹕@BIackBloom
﹣𝗒𝗈𝗎𝗋 𝖿𝗋𝗂𝖾𝗇𝖽, Henry.