شاید یکسری چیزا رو هیچوقت نتونم بهت بگم چون غرورم نمیزاره اما اینو بدون که بارها و بارها توی ذهنم بهت اون حرفا رو زدم اما... بعدش به هر بهانه ای که شده خودم رو راضی کردم که به خودت چیزی نگویم حتی اینکه غرورم نمیزاره هم بهانه ای بیش نیست واقعیت این است که من فقط میترسم، میترسم از اینکه بهت بگویم و واکنشت آن چیزی نباشد که پیشبینی میکردم