پرسید: چرا دلت میخواهد در تصوراتت زندگی کنی؟ زندگی هنوز هم قشنگیایی خودش رو دارد
گفتم: در تصوراتم شخصیتی رو دارم که همیشه دلم میخواست داشته باشم در آنجا پیچیدگی ما آدم ها کمتره، روابط میان ما به دور از دروغ و حیلهست، دوستی آدم ها قشنگ تره، در آنجا اگر از کسی ناراحت شوی رک بهش میگویی نه اینکه از او دوری کنی و در خلوتت به خاطر قلب شکستهات ناراحتی کنی در دنیایی که در تصورات من هست هیچکس به خاطر ظاهرش یا حتی رفتارش قضاوت نمیشود و آدم ها میتوانند دردشان را همانند شادیشان با یکدیگر قسمت کنند تمامی اینها تنها ذره ای از دلایل من هستند، حال با وجود همچین دلایلی باز هم به من میگویی چرا دلم میخواهد در تصوراتم زندگی کنم؟
گفتم: در تصوراتم شخصیتی رو دارم که همیشه دلم میخواست داشته باشم در آنجا پیچیدگی ما آدم ها کمتره، روابط میان ما به دور از دروغ و حیلهست، دوستی آدم ها قشنگ تره، در آنجا اگر از کسی ناراحت شوی رک بهش میگویی نه اینکه از او دوری کنی و در خلوتت به خاطر قلب شکستهات ناراحتی کنی در دنیایی که در تصورات من هست هیچکس به خاطر ظاهرش یا حتی رفتارش قضاوت نمیشود و آدم ها میتوانند دردشان را همانند شادیشان با یکدیگر قسمت کنند تمامی اینها تنها ذره ای از دلایل من هستند، حال با وجود همچین دلایلی باز هم به من میگویی چرا دلم میخواهد در تصوراتم زندگی کنم؟