3/3
خود را به عنوان يك پارادايم متضاد با گفتمان غربي معرفي كرده است. پارادايم جديد نقشي اساسي در تشويق ایرانیان به سمت معرفي خود به عنوان رهبران طبيعي خاورمیانه داشته است و انتظار دارند که نقش قابل توجهي در آسیای مرکزی و قفقاز ایفا کنند. اقداماتی که این جایگاه درک شده را تضعیف کنند، واکنشهای قوی را برمیانگیزند و حساسیت رهبران و مردم ایران به وضعیتشان در امور منطقهای و جهانی را بازتاب میدهند.
در مقابل، دو كشور روسيه و چين امروز به دنبال سلطه و هژموني جهاني نيستند. دليل اين امر هم واقف بودن مسكو و پكن به ظرفيت هايشان است. لذا، اين دوكشور در تئوري با يك ايران به عنوان هژمون منطقه تعارض جدي ندارند.
در ميانه ي اراده ي محور غربي-تركي-عربي-اسرائيلي براي ايجاد نظم منطقه اي جديد، متأسفانه امروز، دستگاه سياست گذاري جمهوري اسلامي با عدم درك درست از روند هاي جهاني، همانند روزهاي پسا هفت اكتبر، در حال تبديل فرصت ها به تهديد است.
دستگاه تحليلي جمهوري اسلامي دچار آشوب پارادايمي است، نه نگاه به شرق عميقي دارد و نه توان پيشبرد سازش با غرب. گرچه سازش با غرب بر اساس مطالب گفته شده درمورد رئاليسم تهاجمي آمريكا، جايگاه ايران را از يك قدرت منطقه اي به كشوري تحت سلطه تنزل خواهد داد.
ايران اراده ي وارد شدن به يك توافق نظامي استراتژيك با روسيه و چين را نداشته. از دست دادن سوريه، آتش بس در لبنان با مينيمم دستاورد، ادامه يافتن جنگ غزه، عدم پاسخ به نقض حاكميت ملي توسط اسرائيل، شَبَه مكانيزم ماشه و نا اميدي دوستان شرقي از ايران همه بخشي از نتايج اين آشوب پارادايمي است.
طبق گزارش ها و بيانات، روس ها و چيني ها بارها پيشنهاد امضا و نهايي سازي قراردادهاي استراتژيك را داده اند اما دستگاه سياست گذاري ايران همه ي تخم مرغ ها را در سبد احياي روابط با مجموعه اي قرار داده كه با يك ايران مستقل و قدرت منطقه اي تعارض تمدني دارد. شكست برجام وعدم تعهد غرب به قول هاي برجامي ريشه در همين تعارض تمدني دارد. برجام از نگاه ايران يك قرارداد و از نگاه طرف غربي يك پروژه ي خلع سلاح بود. لذا، پس از اينكه ايران تعهداتش را انجام داد، طرف غربي به دليل تعارض تمدني با ايران، نيازي به انجام تعهداتش نديد.
در اين ميان، دستگاه سياست خارجي و ديپلماسي ايران دچار نقصان، آشوب پارادايمي، عدم درك روند هاي جهاني و عدم توان در ارائه ي طرحي بَرنده است. از اين رو نبايستي متعجب بود كه در آينده ي نزديك دو كشور روسيه و چين بر خلاف منافع ملي شان، راه خود را از ايران جدا كنند.
https://x.com/HaBahrami/status/1868735560422224201
خود را به عنوان يك پارادايم متضاد با گفتمان غربي معرفي كرده است. پارادايم جديد نقشي اساسي در تشويق ایرانیان به سمت معرفي خود به عنوان رهبران طبيعي خاورمیانه داشته است و انتظار دارند که نقش قابل توجهي در آسیای مرکزی و قفقاز ایفا کنند. اقداماتی که این جایگاه درک شده را تضعیف کنند، واکنشهای قوی را برمیانگیزند و حساسیت رهبران و مردم ایران به وضعیتشان در امور منطقهای و جهانی را بازتاب میدهند.
در مقابل، دو كشور روسيه و چين امروز به دنبال سلطه و هژموني جهاني نيستند. دليل اين امر هم واقف بودن مسكو و پكن به ظرفيت هايشان است. لذا، اين دوكشور در تئوري با يك ايران به عنوان هژمون منطقه تعارض جدي ندارند.
در ميانه ي اراده ي محور غربي-تركي-عربي-اسرائيلي براي ايجاد نظم منطقه اي جديد، متأسفانه امروز، دستگاه سياست گذاري جمهوري اسلامي با عدم درك درست از روند هاي جهاني، همانند روزهاي پسا هفت اكتبر، در حال تبديل فرصت ها به تهديد است.
دستگاه تحليلي جمهوري اسلامي دچار آشوب پارادايمي است، نه نگاه به شرق عميقي دارد و نه توان پيشبرد سازش با غرب. گرچه سازش با غرب بر اساس مطالب گفته شده درمورد رئاليسم تهاجمي آمريكا، جايگاه ايران را از يك قدرت منطقه اي به كشوري تحت سلطه تنزل خواهد داد.
ايران اراده ي وارد شدن به يك توافق نظامي استراتژيك با روسيه و چين را نداشته. از دست دادن سوريه، آتش بس در لبنان با مينيمم دستاورد، ادامه يافتن جنگ غزه، عدم پاسخ به نقض حاكميت ملي توسط اسرائيل، شَبَه مكانيزم ماشه و نا اميدي دوستان شرقي از ايران همه بخشي از نتايج اين آشوب پارادايمي است.
طبق گزارش ها و بيانات، روس ها و چيني ها بارها پيشنهاد امضا و نهايي سازي قراردادهاي استراتژيك را داده اند اما دستگاه سياست گذاري ايران همه ي تخم مرغ ها را در سبد احياي روابط با مجموعه اي قرار داده كه با يك ايران مستقل و قدرت منطقه اي تعارض تمدني دارد. شكست برجام وعدم تعهد غرب به قول هاي برجامي ريشه در همين تعارض تمدني دارد. برجام از نگاه ايران يك قرارداد و از نگاه طرف غربي يك پروژه ي خلع سلاح بود. لذا، پس از اينكه ايران تعهداتش را انجام داد، طرف غربي به دليل تعارض تمدني با ايران، نيازي به انجام تعهداتش نديد.
در اين ميان، دستگاه سياست خارجي و ديپلماسي ايران دچار نقصان، آشوب پارادايمي، عدم درك روند هاي جهاني و عدم توان در ارائه ي طرحي بَرنده است. از اين رو نبايستي متعجب بود كه در آينده ي نزديك دو كشور روسيه و چين بر خلاف منافع ملي شان، راه خود را از ايران جدا كنند.
https://x.com/HaBahrami/status/1868735560422224201