انجمن بــوکواریــوم🫧


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


به انجمن کتابخونی ما خوش اومدین! 🌊🩵
ناشناسمون:{https://telegram.me/BChatcBot?start=66712931aab36}

Related channels  |  Similar channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


Forward from: 𝐊𝐚𝐥𝐨𝐩𝐬𝐢𝐚
عزیزم چرا فکر می‌کنی نبودنت قراره ناراحتم کنه؟ مگه تو‌ قهوه ای؟


Forward from: 𝐊𝐚𝐥𝐨𝐩𝐬𝐢𝐚
عاشقت باشم؟ مگه تو گربه ای


Forward from: 𝐊𝐚𝐥𝐨𝐩𝐬𝐢𝐚
اصطلاح (ghosting)
به معنی وقتی که میخوای با کسی که صمیمی هستی یهو ترک ارتباط کنی و اون رابطه رو تموم کنی بدون هیچ توضیحی.






منتظر ریکت هاتون هستم. 🎀
و این کتاب اینقدر قشنگه که مطمئنم از خوندنش پشیمون نمیشید و عجیب به دلتون مینشینه.


بخشی از کتاب:
🕰 ᳝ ˑ 𐇛‌﹗ 𓄹 ⊹ ᳝ ࣪ぃ ˑ 🕯

همین‌طور که چهارچشمی به جاده دقت می‌کردم و از شدت هیجان قلبم در دهانم بود، آدرسی را که میو داده بود مثل سرود گریگوری تکرار می‌کردم. راه رسیدن به قبرستان بالینگر و کلیسایی را که مثل نگهبان بالای سر قبرها ایستاده بود پیدا کردم. وسط زمین‌های خالی بود، پشتش یک خانۀ کشیش‌نشین داشت و تنها ملازمانش دیوارهای سنگی بی‌انتهای ایرلند و تعداد کمی گاو بود. در محوطۀ خالی جلوی کلیسا پارک کردم، پیاده شدم و گرمای کم‌جان ظهرگاهی ماه ژوئن را حس کردم. لابد تابستان ایرلند هنوز شروع نشده بود، البته اگر اصلاً ایرلند تابستان داشته باشد. حس کردم جلجتا را پیدا کرده‌ام و مسیح را روی صلیب دیده‌ام. با چشمان پر از اشک و دستان لرزان درهای چوبی بزرگ را هل دادم و وارد کلیسای خالی شدم؛ جایی که مقدسات و خاطرات به خورد دیوارها و نیمکت‌های چوبی‌اش رفته بود. طنین هزاران مراسم تعمید، چندین مراسم ترحیم و تعداد بی‌شماری مراسم پیوند زیر سقف بلندش می‌پیچید؛ مراسم‌هایی که زمانشان بسیار پیش از تاریخ روی سنگ قبرهای مجاور بود.
کلیسا را هم درست مثل کتاب و قبرستان دوست داشتم. هرسه‌تای این‌ها نشان‌دهندۀ بشریت، زمان و زندگی بودند. میان دیوارهای مذهبی هیچ‌گونه نکوهش یا گناه و اندوه یا ترس احساس نمی‌کردم. می‌دانستم این حس من چندان رایج نیست و احتمالاً به‌ خاطر اوئن است که من چنین حسی دارم. همیشه نسبت به مذهب دیدگاهی محترمانه و طنزآمیز داشت. ترکیب عجیبی که برای خوبی‌ها ارزش قائل می‌شد و در جای خود بدی‌ها را هم می‌دید.
#What_the_Wind_Knows
#معرفی #و_تنها_باد_میداند.
𓄹 ⊹ ᳝ ࣪ぃ🪼انجمن بوکواریوم: @Bookarium


🕰 ᳝ ˑ 𐇛‌﹗ 𓄹 ⊹ ᳝ ࣪ぃ ˑ 🕯
″و تنها باد میداند″
ژانر: تاریخی، سفر در زمان، عاشقانه.
نویسنده: ایمی هارمون
--------------------------------ɞ
آنی گلهر، دختری که گویی بخشی از وجودش را با مرگ پدربزرگش از دست داده است، به خانه‌ی کودکی‌های پدربزرگ می‌رود تا خود را با حقیقت از دست دادن او مواجه کند. خانه‌ای که شروع اتفاقات کتاب و تنها باد می‌داند.
در آن جا رقم می‌خورد. آنی در آنجا که با پرسه زدن در میان خاطرات مردی که او را دیوانه‌وار دوست می‌داشت، به زمان دیگری کشیده می‌شود. پدربزرگ آنی، اوئن در سال 2001 می‌میرد. آنی در همان سال به ایرلند سفر می‌کند و شب در خانه‌ی پدربزرگ می‌خوابد. اما در کمال ناباوری در سال 1916 از خواب بیدار می‌شود. از خلال این سفر در زمان است که آنی مسحور خاطرات پدربزرگش از ایرلند می‌شود. خاطراتی که آنی گلهر و ما را به ایرلند ملتهب چندین دهه قبل می‌برد.
آنی در حالی که آسیب‌دیده و سرگردان است، خود را در بحبوحه‌ی آغاز جنگ استقلال ایرلند می‌یابد. او با دکتر توماس اسمیت برخورد می‌کند. دکتر اسمیت سرپرستی پسر جوانی را بر عهده دارد که به طرز عجیبی برای آنی آشنا به نظر می‌رسد. آنی که با مادر گم‌شده‌ی پسر اشتباه گرفته می‌شود، به‌ناچار هویت او را می‌پذیرد و متقاعد می‌شود که ناپدید شدن زن، هرچه که باشد، به او مربوط است. اما در این میان عشقی سر می‌گیرد که داستان را به سویی دیگر می‌برد.
#What_the_Wind_Knows
#معرفی #و_تنها_باد_میداند.
𓄹 ⊹ ᳝ ࣪ぃ🪼انجمن بوکواریوم: @Bookarium




در سکوت حذفشان کن. خودشان می‌دانند چه کرده‌اند.

• #رابرت_گرین| #48_قانون_قدرت




#fanart #set #پادشاه_پریان

ᢄ ︶⊹︶︶︶@Bookarium︶︶︶⊹︶ ᢃ


- خوندن تو رو خوشحال میکنه؟
+ خوندن باعث میشه احساس کنم✨✨✨

ᢄ ︶︶⊹︶︶︶ @Bookarium ︶︶︶⊹︶︶ ᢃ


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
بیا درباره ش حرف نزنیم مامان😔😂💔

ᢄ ︶⊹︶︶︶♡︶︶︶⊹︶ ᢃ
#booktok #meme {@Bookarium}




ریکت می‌خوام


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
با خوندنش یه جون به جون‌هات اضافه میشه.
#Lifes_Too_Short
#معرفی #زندگی_کوتاه_است
𓄹 ⊹ ᳝ ࣪ぃ🪼انجمن بوکواریوم: @Bookarium


🎀 ᳝ ˑ 𐇛‌﹗ 𓄹 ⊹ ᳝ ࣪ぃ ˑ 🕯
″زندگی کوتاه است″

ژانر: طنز، عاشقانه.
نویسنده: ابی هیمنز
خلاصه: وقتی «ونسا پرایس» شغلش را رها می‌کند تا رویای سفرش به دور دنیا را دنبال کند، انتظار نداشت در یوتیوب، میلیون‌ها فالوئر به دست بیاورد که در لذت بردن او از لحظه‌لحظه‌ی زندگی‌اش شریکند. برای او زندگی کردن به بهترین شکل ممکن، فقط یک شعار نیست. مادر و خواهرش هرگز به سن 30 سالگی نرسیدند و ونسا خیال ندارد زندگی طولانی را حق مسلم خود فرض کند اما پس از اینکه خواهر ناتنی‌اش ناگهان سرپرستی نوزاد خود را بر عهده‌ی ونسا می‌گذارد، زندگی‌اش از «ماجراجویی روزانه» به «از این بدتر نمی‌شد» تبدیل می‌شود. آخرین کسی که ونسا انتظار دارد برای کمک به او ظاهر شود «آدرین کوپلند» همسایه‌ی جذابش است؛ کسی که دورادور می‌شناسدش ولی ... یافتن اندکی امید به آینده‌ای که شاید ونسا هرگز تجربه‌اش نکند.

#Lifes_Too_Short
#معرفی #زندگی_کوتاه_است.
𓄹 ⊹ ᳝ ࣪ぃ🪼انجمن بوکواریوم: @Bookarium




Video is unavailable for watching
Show in Telegram
دردونفرین💔🤌🏼
ᢄ ︶︶︶⊹︶︶︶♡︶︶︶⊹︶︶︶ ᢃ
#booktok #meme

20 last posts shown.

91

subscribers
Channel statistics