استآد شهریآر میآد میگه:
هر آن کس چیز می بخشد بسآن مرد می بخشد
نه چون صآئب که می بخشد سر و دست و تن و پآرآ
سر و دست وتن و پآ رآ به خآک گورمی بخشند.
نه بر آن ترک شیرآزی که برده جمله دل هآرآ.
اگر آن ترک شیرآزی به دست آرد دل مآ رآ.
به خال هندویش بخشم تمآم روح و اجزآ رآ.
هر آن کس چیز می بخشد بسآن مرد می بخشد
نه چون صآئب که می بخشد سر و دست و تن و پآرآ
سر و دست وتن و پآ رآ به خآک گورمی بخشند.
نه بر آن ترک شیرآزی که برده جمله دل هآرآ.
اگر آن ترک شیرآزی به دست آرد دل مآ رآ.
به خال هندویش بخشم تمآم روح و اجزآ رآ.