Forward from: لـازانیا
برای آبی ، خوشمزه تر از لـازانیا
من از شیرینی متنفر بودم ولی غرق بوسیدن لبای شیرینش شدم و همه خوشمزگی لازانیا رو فراموش کردم . هیچوقت توی این دهههای زندگیام که الان پوچ به نظر میرسید به این اندازه دیوونه یهچیز نشده بودم ، ولی الان اون فقط یهچیز نبود اون تبدیل شده بود به خدای من . شیرینی لباش به طرز دیوونه کنندهای آرومم میکرد و بعد به جنون میرسوند . با همه سلولهای تنم نمیخواستم دست از بوسیدنش بردارم اما اگه این کارو نمیکردم با همه اون سلولها زیر خاك بودم .