⭑ࣶࣸ 📗گرامافون سبز رنگ آوای ملایمی رو زمزمه میکرد. نسیم خنک تابستونی چمنها رو تکون میداد. قوهای سفید، روی دریاچه هماهنگ با آواز گرامافون سبز رنگ میرقصیدند و رایحه ضعیفی از چمن خیس خورده و گلهای بیهویت اطراف به مشام میرسید. زیر سایهدرخت دختری مشغول نوازش کردن موهای دختر دیگری که با اخم ملایمی مشغول خوندن کتابی با جلد سبز بود دیده میشد. قوهای سفید درهم تنیدند، آواز گرامافون شدت گرفت و نسیم با قدرت بیشتری وزید، کتابِ سبز گوشهای رها شد و سایه درخت راز بوسهی اون دو رو نگهداشت.