شازده کوچولو که شاهد روییدن غنچه درشتی بود، حس میکرد که چیز معجزه آسایی از آن طرف بیرون خواهد آمد، ولی گل در پناه آشیانه سبزش خودنمایی میکرد و روز به روز قشنگ تر میشد.
رنگهای گوناگونی به خود میگرفت و آرام آرام گلبرگهایش را یکی یکی سامان میداد...
آری! او عشوهگری تمام عیار بود.
رنگهای گوناگونی به خود میگرفت و آرام آرام گلبرگهایش را یکی یکی سامان میداد...
آری! او عشوهگری تمام عیار بود.