جدیدا به مطالعه جامعه شناسی و ریشه ی رفتار آدم ها و نتایجی که به همراه داره علاقهمند شدم.
و چقدر دوست دارم مطالعه ی کتاب هایی با این مضامین رو شروع کنم و یه اطلاعات وسیعی ازش پیدا کنم.
مثل همینکه بنظر من خیلی از اعتقاداتِ انسان ها چه دینی و غیر دینی باعث میشه در بیشترِ مواقع خودشون رو تبرئه کنن و به صورتی افراطی بهش متکی بشن که از توانایی ها و وظایف و هدف و ماموریتی که داشتن غافل میشن.
و این باعث میشه با توجه به اینکه میشد از اون اعتقادات به عنوان ریسمانی استفاده کرد برای رشد و ترقی ، بشه یه بهونه ای برای کوتاهی و از زیرِ بار مسئولیت فرار کردن.
و نه تنها کمککننده عمل نمیکنه بلکه میشه دلیلی برای به قهقرا رفتنِ اون.
و این از ماهیتِ اون عقیده هم ممکنه نباشه ، بلکه نوع برخوردِ اشخاص با اون و تفسیری که ازش دارن و برخوردی که باهاش میکنن در اون دخیلِ.
این قاعده فقط مختصِ مسئولین و افرادی که از قدرت و امتیازِ خاصی برخورد دار هستن هم نمیشه. با توجه به طبقه ی اجتماعی افراد و شرایط و موقعیت میتونه دربرگیرنده ی حتی افراد عادیِ جامعه بشه در تمام اقصینقاط جهان.
پ.ن: اینا فقط نظر منه و بازم باید بازبینی بشه و گسترده تر بهش نگاه کنم. کامل نیست هنوز.
و چقدر دوست دارم مطالعه ی کتاب هایی با این مضامین رو شروع کنم و یه اطلاعات وسیعی ازش پیدا کنم.
مثل همینکه بنظر من خیلی از اعتقاداتِ انسان ها چه دینی و غیر دینی باعث میشه در بیشترِ مواقع خودشون رو تبرئه کنن و به صورتی افراطی بهش متکی بشن که از توانایی ها و وظایف و هدف و ماموریتی که داشتن غافل میشن.
و این باعث میشه با توجه به اینکه میشد از اون اعتقادات به عنوان ریسمانی استفاده کرد برای رشد و ترقی ، بشه یه بهونه ای برای کوتاهی و از زیرِ بار مسئولیت فرار کردن.
و نه تنها کمککننده عمل نمیکنه بلکه میشه دلیلی برای به قهقرا رفتنِ اون.
و این از ماهیتِ اون عقیده هم ممکنه نباشه ، بلکه نوع برخوردِ اشخاص با اون و تفسیری که ازش دارن و برخوردی که باهاش میکنن در اون دخیلِ.
این قاعده فقط مختصِ مسئولین و افرادی که از قدرت و امتیازِ خاصی برخورد دار هستن هم نمیشه. با توجه به طبقه ی اجتماعی افراد و شرایط و موقعیت میتونه دربرگیرنده ی حتی افراد عادیِ جامعه بشه در تمام اقصینقاط جهان.
پ.ن: اینا فقط نظر منه و بازم باید بازبینی بشه و گسترده تر بهش نگاه کنم. کامل نیست هنوز.