مرا به ببر به عالمِ ماورا. به عالم کابوس. به عالمِ رویا.
به جایی که در آن روزمرگی ها و غصه های انباشته شده ی انسانی وجود نداشته باشد. به نقطه ای که احساسات دست و پاگیر نباشند. به مکانی که پر رمز و راز است و جویندهای را می طلبد برای کشف آن ها.
و یابندهاش را به اسرار و رموزِ خود دعوت میکند.
و سفری کوتاه ، اما عمیق و حقیقی را سازنده باشد و چشمانِ سر را نه ، چشمانِ سِر را مملو کند و دلها را از حقیقت ها و گوش ها را از شنیدن های درست و گفتنی های شنیدنی پر سازد. ساختمانِ ذهن را بنا کند و روح را ، مملو تر از جسم ، عشق را مملو تر از بیتفاوتی ، و انسانیت را فراتر از حیوانیت.
چه کسی درک میگوید مرا؟ که من برای مدتی جهانی دیگر را طلب دارم..
به جایی که در آن روزمرگی ها و غصه های انباشته شده ی انسانی وجود نداشته باشد. به نقطه ای که احساسات دست و پاگیر نباشند. به مکانی که پر رمز و راز است و جویندهای را می طلبد برای کشف آن ها.
و یابندهاش را به اسرار و رموزِ خود دعوت میکند.
و سفری کوتاه ، اما عمیق و حقیقی را سازنده باشد و چشمانِ سر را نه ، چشمانِ سِر را مملو کند و دلها را از حقیقت ها و گوش ها را از شنیدن های درست و گفتنی های شنیدنی پر سازد. ساختمانِ ذهن را بنا کند و روح را ، مملو تر از جسم ، عشق را مملو تر از بیتفاوتی ، و انسانیت را فراتر از حیوانیت.
چه کسی درک میگوید مرا؟ که من برای مدتی جهانی دیگر را طلب دارم..