اون ندید ، هرچی دوسش داشتم ندید ، هرچی بهش توجه کردم ندید ، دلتنگیامو ندید ، اشکاموندید ، جونمو واسش میدادم ندید،
ندید اقای قاضی! ندید !
رفت ، رد شد ، پا رو قلبم و غرورم گذاشت و رد شد ،
رفت شد دلبر یکی دیگه ،
همه حرفاش دروغ بود آقای قاضی !
اقای قاضی میدونی ، بار اول که دیدم با یکی دیگست قلبم درد گرفت ، نفسم قطع شد ، اشکام بی اختیار گونه هامو پوشوند ،
بار دوم شکسته تر شدم ، بازم ناراحت شدم،
ولی دفعات بعد .. دیگه واسم مهم نبود ، انگاری که بی حس شده بودم ، اره واقعا بی حس شدم ،
قلبمو شکوند ، احساساتمو ازم گرفت ، همه ی وجودمو سردی گرفته آقای قاضی !
دیگه دوسش ندارم !
ولی قلبِ تیکه پاره ی من دیگه مثل روز اول نمیشه آقای قاضی !
من دیگه اون ادمِ سابق نمیشم ، نمیشم دیگه.
هنوزم میگی چرا کُشتیش؟
میخوای بازم دلیل بیارم؟
راستش دیگه الان نمیتونم بیشتر از بدیاش بگم و حالِ خودمو گرفته تر کنم .. بقیه ش بمونه واسه جلسه ی بعد اقای قاضی ! :))
ندید اقای قاضی! ندید !
رفت ، رد شد ، پا رو قلبم و غرورم گذاشت و رد شد ،
رفت شد دلبر یکی دیگه ،
همه حرفاش دروغ بود آقای قاضی !
اقای قاضی میدونی ، بار اول که دیدم با یکی دیگست قلبم درد گرفت ، نفسم قطع شد ، اشکام بی اختیار گونه هامو پوشوند ،
بار دوم شکسته تر شدم ، بازم ناراحت شدم،
ولی دفعات بعد .. دیگه واسم مهم نبود ، انگاری که بی حس شده بودم ، اره واقعا بی حس شدم ،
قلبمو شکوند ، احساساتمو ازم گرفت ، همه ی وجودمو سردی گرفته آقای قاضی !
دیگه دوسش ندارم !
ولی قلبِ تیکه پاره ی من دیگه مثل روز اول نمیشه آقای قاضی !
من دیگه اون ادمِ سابق نمیشم ، نمیشم دیگه.
هنوزم میگی چرا کُشتیش؟
میخوای بازم دلیل بیارم؟
راستش دیگه الان نمیتونم بیشتر از بدیاش بگم و حالِ خودمو گرفته تر کنم .. بقیه ش بمونه واسه جلسه ی بعد اقای قاضی ! :))