@سولمیت
پشت تبریزیها
غفلت پاکی بود، که صدایم میزد
پای نیزاری ماندم،
باد میآمد، گوش دادم
چه کسی با من حرف میزند؟
سوسماری لغزید.
راه افتادم.
یونجهزاری سر راه
بعد جالیز خیار، بوتههای گل رنگ
و فراموشی خاک.
_سهراب سپهری_
پشت تبریزیها
غفلت پاکی بود، که صدایم میزد
پای نیزاری ماندم،
باد میآمد، گوش دادم
چه کسی با من حرف میزند؟
سوسماری لغزید.
راه افتادم.
یونجهزاری سر راه
بعد جالیز خیار، بوتههای گل رنگ
و فراموشی خاک.
_سهراب سپهری_