بچه که بودم فکر میکردم زندگی همون کتاب داستان کوچولو و کوتاهه که مامان مهربونِ شبا قبل از خواب واسه بچش میخونه تا شب خوابش ببره، ولی الان اینقد دارک و عجیب و غیرواقعی و غیرقابل پیش بینی شده که فک میکنم یه سریالِ جناییه و من همون شخصیت اصلی داستانم که قراره بگا بره!