28 Jun, 00:44
28 Jun, 00:43
28 Jun, 00:04
تو یه گوشه از شهر، یجی و ریوجین اتفاقی باهم اشنا می شن، اون هم درست وقتی که جفتشون یک جورهایی دارن تروما های سختی رو پشت سر میزارن، ریوجین بخاطر خانوادهش و یجی بخاطر دوست پسرش. آیا میتونن برای رسیدن یه حال بهتر، بهم دیگه کمک کنن؟
28 Jun, 00:03