آدمهای قاتل و خائن یا روانی و سادیسمی یا حتی اگر بخواهم راحتتر اوضاع را شرح دهم آدمهای دروغگو و دورو که شاخ و دم ندارند!
آنها هم همانند انسانهای معمولی این دور و اطراف برای خودشان پرسه میزنند تا فرصت گیرشان بیاید؛ وقتی همه چیز طبق میلشان پیش رفت اعتمادت را مورد ضرب و شتم قرار میدهند و آن را مثله میکنند و در آخر دست پیش میگیرند تا مبادا خدایِ ناکرده پس بیوفتند.
سپس تو میمانی و هزار درد و رنج روی هم انباشته شده، احتمالا دست به خودکشی میزنی و خودت را خلاص میکنی، البته نه جسمت را؛ روحت را به دار میآویزی.
آنها نیز کمی آنطرفتر پا روی پا میاندازند و خود را به صرف قهوه یا چای مهمان میکنند و سراغِ قربانیِ بعدیشان میروند.
کارشان همین است، ابراز صمیمیت برای راحتیِ قتلشان...
و تو میمانی و مردارِ خویش و مردابِ مکافات و روحی که دیگر نیست؛
آنها هم همانند انسانهای معمولی این دور و اطراف برای خودشان پرسه میزنند تا فرصت گیرشان بیاید؛ وقتی همه چیز طبق میلشان پیش رفت اعتمادت را مورد ضرب و شتم قرار میدهند و آن را مثله میکنند و در آخر دست پیش میگیرند تا مبادا خدایِ ناکرده پس بیوفتند.
سپس تو میمانی و هزار درد و رنج روی هم انباشته شده، احتمالا دست به خودکشی میزنی و خودت را خلاص میکنی، البته نه جسمت را؛ روحت را به دار میآویزی.
آنها نیز کمی آنطرفتر پا روی پا میاندازند و خود را به صرف قهوه یا چای مهمان میکنند و سراغِ قربانیِ بعدیشان میروند.
کارشان همین است، ابراز صمیمیت برای راحتیِ قتلشان...
و تو میمانی و مردارِ خویش و مردابِ مکافات و روحی که دیگر نیست؛
- ماهی، بداهه