گاهی اوقات دلم میخواهدبروم ...
کجا؟!
نمیدانم،
فقط میدانم دوست دارم صندلی کوچک چوبی ام رابایک کاغذو قلم بردارم و برای همیشه ازاین دنیای خیانتکارآدم هادورشوم...
می روم روی ناشناخته ترین سیاره وروی صندلی ام مینشینم و آنقدر شعرمینویسم تاجانم به خرخره ام آید:)
اصلامن دوست دارم بگویندعلت مرگ فلانی این بود:《وی غرق درشعرشد و شعرخفه اش کرد...》
الان هم که دارم این نوشته های آخرم رامینویسم،شکسته های قلبم کنارِقلمم ریخته..
می دانی؛
آدم هاکشنده ترین سم برای خودشان هستند،
این دنیادیگرجای خوبی برای آدم بودن نیست،
میروم یک جایی که صدای نطق آدم ها خنجرنشودبه قلبم،
جایی که صدای نفس هایشان مراکرنکند..
می روم جایی که گوش شنواباشد..
اینجادیگرجای ماندن نیست...!
@mahrak00
کجا؟!
نمیدانم،
فقط میدانم دوست دارم صندلی کوچک چوبی ام رابایک کاغذو قلم بردارم و برای همیشه ازاین دنیای خیانتکارآدم هادورشوم...
می روم روی ناشناخته ترین سیاره وروی صندلی ام مینشینم و آنقدر شعرمینویسم تاجانم به خرخره ام آید:)
اصلامن دوست دارم بگویندعلت مرگ فلانی این بود:《وی غرق درشعرشد و شعرخفه اش کرد...》
الان هم که دارم این نوشته های آخرم رامینویسم،شکسته های قلبم کنارِقلمم ریخته..
می دانی؛
آدم هاکشنده ترین سم برای خودشان هستند،
این دنیادیگرجای خوبی برای آدم بودن نیست،
میروم یک جایی که صدای نطق آدم ها خنجرنشودبه قلبم،
جایی که صدای نفس هایشان مراکرنکند..
می روم جایی که گوش شنواباشد..
اینجادیگرجای ماندن نیست...!
@mahrak00