#Afterglow
نیمه شب شده است و این جان، باز هم جامه غم را نوش میکشد؛ قاصدکان بیرنگ و روی سپید، اینبار طعم خاکستر را بر عرصهی بیکران وجود انتخاب کرده و من؛ بیتو لبخند میزنم.
نمیگویم روزهایم بد میگذرند دلربا، نه؛ اما آنقدرها هم که میخواستی احساس پوسیده زندگی را نبوسیدهام.
عزیزکرده؟ میشود اینبار کمی بیشتر مهلتم دهی؟ آخر میخواهم حداقل رنگ چشمانت یادم بماند.
نیمه شب شده است و این جان، باز هم جامه غم را نوش میکشد؛ قاصدکان بیرنگ و روی سپید، اینبار طعم خاکستر را بر عرصهی بیکران وجود انتخاب کرده و من؛ بیتو لبخند میزنم.
نمیگویم روزهایم بد میگذرند دلربا، نه؛ اما آنقدرها هم که میخواستی احساس پوسیده زندگی را نبوسیدهام.
عزیزکرده؟ میشود اینبار کمی بیشتر مهلتم دهی؟ آخر میخواهم حداقل رنگ چشمانت یادم بماند.