رفته بودیم پل خواجو، طرفای ساعت دو و نیم بود و میخواستیم دیگه برگردیم .
اما خب منو بچه ها مونده بودیم عکس بگیزیم و دیر تر به بقیه رسیدیم.
سر پله اخر بودم دیدم یهو یکی داره با صدای بلند ناله میکنه اییییییی کصم!!!!!!!!!
اول فکر کردم دارم اشتباه میکنم بعد دیدم نه
بعدش ناله مبکرد و میگفت ای فلان جام یخ زده!!!!!!!!!!
ماهم با خونواده(۳تا مرد بودیم ۵تا خانوم) منتظر بودیم تا بقیه ماشینا رو بیارن و وقتی این نکبت اهو ناله میکرد من از خجالت اب شده بودم😐
اما خب منو بچه ها مونده بودیم عکس بگیزیم و دیر تر به بقیه رسیدیم.
سر پله اخر بودم دیدم یهو یکی داره با صدای بلند ناله میکنه اییییییی کصم!!!!!!!!!
اول فکر کردم دارم اشتباه میکنم بعد دیدم نه
بعدش ناله مبکرد و میگفت ای فلان جام یخ زده!!!!!!!!!!
ماهم با خونواده(۳تا مرد بودیم ۵تا خانوم) منتظر بودیم تا بقیه ماشینا رو بیارن و وقتی این نکبت اهو ناله میکرد من از خجالت اب شده بودم😐