این گوشتهای پوشیده از پوست بر هرچیزی دست میگذارند: «چهرهات را درست کن، عضلاتش را منقبض نکن. خط لبخند بر رخ انداز و گونههایت را سرخ کن. آن لباس بر تنت زار میزند، این یکی را بپوش. رنگ سیاه برازندهات نیست. به چه فکر میکنی؟ چه مینویسی؟ خستهای؟ حالت ناخوش است؟ فکر بیهوده نکن. چه ضعف بزرگی. چه کار میکنی؟ چرا اینگونهای و .....»
تکرار مکررات... و بالاخره از هم پاشیدن یکی از این گوشتهای مزین به پوست.
تکرار مکررات... و بالاخره از هم پاشیدن یکی از این گوشتهای مزین به پوست.