چه اشکهــا که در میان بوسههایمان جاری شد، در جستجوی طعمِ گسِ لب هایت سرازیر میشدند.
در آن شبِ ماتم، اشکهایمان شاهد بودند که من، تورا که تکهای از وجودم بودی را رهسپار سفری بیبازگشت کردهم.
رفتی جانِ دلم، رفتی و من بازماندم تا در خانه بی تو، از غم بگریم و اشکهایم غبار دلتنگی از این ماتم کده بشوید!
در آن شبِ ماتم، اشکهایمان شاهد بودند که من، تورا که تکهای از وجودم بودی را رهسپار سفری بیبازگشت کردهم.
رفتی جانِ دلم، رفتی و من بازماندم تا در خانه بی تو، از غم بگریم و اشکهایم غبار دلتنگی از این ماتم کده بشوید!