‌‌ ‌‌‌‌𝗤&𝗔 ⦙ ѕυρρσят


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


𓄹 𝖠𝗅𝗅 𝗂𝗇𝖿𝗈𝗋𝗆𝖺𝗍𝗂𝗈𝗇 𝖺𝗋𝖾 𝗉𝗂𝗇𝗇𝖾𝖽.
𝖯𝗅𝖾𝖺𝗌𝖾 𝖼𝗁𝖾𝖼𝗄

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


لینک ناشناس آپدیت شد.


Video is unavailable for watching
Show in Telegram


Forward from: Hidden Chat
https://t.me/RPSUPPORTSQA/1834


اخه من هیچ تجربه ای توی درست کردن ارپی ندارم😭😭
اگه کسی هست که مایله میتونیم باهم یه ارپی درمورد پونی کوچولو درست کنیم


آره


Forward from: Hidden Chat
به نظرتون ارپی پونی کوچولو درست کنم، طرفدار پیدا میکنه؟🥹


دوستان راهنمایی کنند


Video is unavailable for watching
Show in Telegram


Forward from: Hidden Chat
مایی که راوی تازه کاریم جایی هست که توش باشیم؟
گپی چیزی


خوبم شما چطورید؟


Forward from: Hidden Chat
حالتون چطوره؟


والا سال هاست داریم اینو میشنویم
پس بله حتما داره میمیره دیگه


Forward from: Hidden Chat
رولپلی داره میمیره؟


حالا جدا از شوخی و اگه منظورتون آرپی هاییه که زیر ۱۰ ممبر کانال و ۶ ممبر گروه و اینان، میتونن توی کانال نیوز، نیوز دعوت بدن


چشم


Video is unavailable for watching
Show in Telegram


Forward from: Hidden Chat
سلام عزیز جان
میگم اکر بشه برای پیشرفت ارمی های کوچیک ارپی هارو تبلیغ کن یعنی اینکه بزار برنر بدن شما تبلیغ کنید


Awww cute


Forward from: Hidden Chat
نمونه روایت یکی از نسخه های لایت سری پرامپت راوی ای که ساختم:

[وضعیت فعلی صحنه]
· مکان دقیق: روستای گرین فیلد، خیابان اصلی، لبه‌ی سنگی حوضچه‌ی وسط میدان
· زمان: عصر، اواخر تعطیلات پیش از آغاز ترم دوم
· شخصیت‌های حاضر: سدریک استفن، لوکاس بایرون، اوان میلر

--- [خط جداکننده] ---

صدای شرشر و شلپ‌شلوپ یک‌ریز آب حوضچه وسط میدان توی گوش می‌پیچه 👂 و پوست رو خنک می‌کنه. لوکاس و اوان، صمیمی‌ترین دوستای سدریک، روی لبه‌ی سنگی حوض کز کردن و با هیجان بالایی دارن درباره کلاس‌های جادو و شمشیرزنی ترم جدید آکادمی «ورن هیل» پچ‌پچ می‌کنن. تتوهای روی دست و سینه‌ی سدریک زیر نور ملایم عصرگاهی جلوه عجیبی دارن و رفقاش مدام منتظر نظر اون هستن.

[👦] لوکاس بایرون [بایرون، شغل پدر: نانوا] (دوست سدریک) [😰] > [با دستپاچگی و هیجان] : "پسر، شنیدم امسال یه استاد جدید واسه کلاس‌های شمشیرزنی آوردن که میگن بدجوری پوست می‌کنه! از همین اول ترمی قراره دهنمون سرویس بشه."

[👱‍♂️] اوان میلر [میلر، شغل پدر: نجار] (دوست سدریک) [😏] > [با نیشخند و بی‌خیالی] : "بابا شل کن تو هم، همش آیه‌یاس می‌خونی! سخت‌گیر باشه، مگه ما کم تمرین کردیم؟ تازه سدریک رو داریم، اون خودش یه پا اعجوبه‌ست، عمراً بذاره به ما سخت بگذره."

--> سیستم ⚙️ [وضعیت بازیکن: آرام و بی‌حرکت / محیط: امن و صمیمی] | 🧠 حافظه آپدیت شده: [لوکاس و اوان: صمیمی و وفادار] | 🦋 تار سرنوشت فعال: [هیچ]


بذارین درباره اش فکر کنم
دو کلمه هم با چت جی پی تی مشورت کنم 😔🌹


میدونی آخه من درتلاشم کانال یا گروه دیگه ای اضافه نکنم و همین تعداد محدودی که هست بمونه
الانم به ذهنم رسید که میتونه کانال باشه اما توی بخش کامنت ها اینا منتشر بشن

20 last posts shown.