Forward from: ALi
دکتر شریعتی در کتاب خاطراتش میگه
یبار مادر باربز رو صیغه ساعتی کردم بعد باطری ساعت اتاقو برداشته بودم
هی میگفت زمان چقدر دیر میگذره
میگفتم روزگاره دیگه باید تحمل کرد
یبار مادر باربز رو صیغه ساعتی کردم بعد باطری ساعت اتاقو برداشته بودم
هی میگفت زمان چقدر دیر میگذره
میگفتم روزگاره دیگه باید تحمل کرد