TGStat
TGStat
Type to search
Advanced channel search
  • flag English
    Site language
    flag Russian flag English flag Uzbek
  • Sign In
  • Catalog
    Channels and groups catalog Search for channels
    Add a channel/group
  • Ratings
    Rating of channels Rating of groups Posts rating
    Ratings of brands and people
  • Analytics
  • Search by posts
  • Telegram monitoring
📻 رادیو ردپیل

30 Dec 2025, 21:07

Open in Telegram Share Report

🌨 حادثه: شبی که تنهایی ماشه را کشید

❄️ مونترال کانادا، ۲۰ فوریه ۲۰۱۹

⏰ ساعت: ۱:۳۵ بامداد


جیک روی صندلی ماشین خود در تنهایی و سکوتی غریب نشسته بود. دستانش روی فرمان می‌لرزید و یک تفنگ نیمه‌اتوماتیک روی صندلی کناری بود. از ضبط صوت ماشین نوای محزون یک ترانه‌ی قدیمی پخش می‌شد و بیرون از ماشین، برف نرم و بی‌صدایی با اندوه بی‌پایان روی سنگفرش‌های خیابان می‌نشست. او مقابل یک کلوپ شبانه ایستاده بود، جایی که جسیکا، دختری که مدتها عاشقش بود آنجا کار می‌کرد. بارها او را صدا زده بود و التماس کرده بود، اما هربار که به طرفش می‌رفت تا حرف بزند دختر با چشمانی خشک و صدایی بلند او را «بازنده» خطاب می‌کرد: «گمشو! مزاحم نشو! بازنده‌ی لعنتی»

❄️🩸 اما امشب همه چیز فرق داشت.

نور نئون صورتی کلوپ سایه‌ای مبهم روی شیشه‌ی ماشین انداخته بود. جیک از آینه‌ی ماشین نگاهی به خود انداخت: چشم‌هایی گودرفته، ته‌ریشی زبر و صورتی که سال‌ها گریه‌ی شبانه را در خود پنهان کرده بود. دستش را به سمت اسلحه برد، اما یک لحظه با مکث و تردید از خود پرسید: هنوز راهی برای دیده شدن هست؟

در همان لحظه در کلوپ باز شد، جسیکا در کنار مرد بلندقدی که بازویش را دور شانه‌ی او انداخته بود بیرون آمد. صدای زنگ خنده‌ی جسیکا در خیابان پیچید، آن دو وارد ماشین شدند و بوسه‌ای رد و بدل کردند. جیک اما از شدت خشم و تحقیر به خود می‌لرزید، گویی همه‌ی سال‌های تنهایی و بی‌کسی در آن لحظه فشرده شده بود. انگشتش روی ماشه نشست، شیشه را پایین کشید و با یک نفس عمیق در را باز کرد.

صدای «تق» باز شدن درب ماشین در سکوت برفی خیابان پژواک شد. هوا سرد بود، اما داغی جنون در رگ‌هایش می‌جوشید. در حالی‌که تفنگ خود را برداشت و از ماشین پیاده شد همچنان صدای موسیقی از ضبط صوت ماشین به گوش می‌رسید. یک ملودی سوزناک درباره‌ی عشقی ازدست‌رفته که حالا تبدیل به پس‌زمینه‌ی قتل شده بود. کفش‌هایش روی برف صدا می‌دادند و همچون روح پوسیده‌ای که پس از سال‌ها آزاد شده باشد در خیابان قدم می‌زد. خیابان خالی بود و تنها نور نئون صورتی و مه‌آلود کلوپ صحنه را چون رویایی کابوس‌وار روشن می‌کرد. جسیکا و آن مرد در ماشین روبه‌رو بودند. مجددا بوسه‌ای زدند و باهم خندیدند. صدای خنده‌ی آنها مثل یک سیلی سنگین بر صورت و غرور جیک نواخته می‌شد.

🌨🩸جیک روبه‌روی ماشین آن‌ها ایستاد و با دست راستش تفنگ را گرفت، دستی که دیگر نمی‌لرزید. در چشمانش فقط یک چیز دیده می‌شد: پایان.

اولین گلوله شیشه‌ی جلو را شکست، جسیکا و دوست‌پسرش وحشت‌زده جیغ کشیدند، اما جیک فریاد نمی‌زد، سکوتش بلندتر از هر صدایی بود.

گلوله‌ها مثل سال‌هایی که هدر رفته بودند یکی‌یکی شلیک شدند. ابتدا دو گلوله به سینه‌ی پسر اصابت کرد و یکی هم صورت او را درید. جسیکا در ماشین را باز کرد و جیغ‌زنان سعی می‌کرد فرار کند، اما گلوله‌ای دیگر زانویش را شکافت و او را زمین‌گیر کرد‌. در همان زمان جیک به آرامی قدم برداشت و بالای سر معشوقه‌ی خود ایستاد، اما بدون اینکه چیزی بگوید اسلحه را بالا آورد و با بی‌رحمی تمام دختر را به رگبار بست، خون جسیکا فواره زد و مثل قطرات شراب تیره صورت جیک را رنگ‌آمیزی کرد.

در باز شد و دو دختر دیگر سراسیمه از کلوپ بیرون پریدند، یکی از آنها گوشی خود را بیرون کشید تا با پلیس تماس بگیرد، اما هنوز شماره‌ای نگرفته بود که گلوله‌ای در شکمش نشست. دیگری بلافاصله پا به فرار گذاشت و جیک به سوی او دوید. مثل گرگی که بوی خون را چشیده باشد پشت سرش رفت و تیر آخر را پشت گردن دختر نشاند...

برف همچنان می‌بارید. نرم و آرام، بی‌خبر از آنچه گذشته بود‌. اما زمین دیگر سفید نبود. مردم از پشت پنجره‌ها نگاه می‌کردند و صدای آژیر از دوردست‌ها به گوش می‌رسید. جیک برگشت و درحالی‌که قطرات خون از صورتش می‌چکید در ماشین خود آرام گرفت. تفنگ را برداشت و بی‌صدا روی چانه‌ی خود قرار داد. در آن لحظه تنها چیزی که باقی مانده بود برفی بود که بی‌هدف و بی‌معنا می‌بارید. درست مثل زندگی جیک، همیشه در حرکت، همیشه در حال سقوط.

پایان.

@HedonMe

2.1k 0 11 64
Catalog
Channels and groups catalog Channels compilations Search for channels Add a channel/group
Ratings
Rating of Telegram channels Rating of Telegram groups Posts rating Ratings of brands and people
API
API statistics Search API of posts API Callback
Our channels
@TGStat @TGStat_Chat @telepulse @TGStatAPI
Read
Академия TGStat Telegram Research 2019 Telegram Research 2021 Telegram Research 2023
Contacts
Справочный центр Support Email Jobs
Miscellaneous
Terms and conditions Privacy policy Public offer
Our bots
@TGStat_Bot @SearcheeBot @TGAlertsBot @tg_analytics_bot @TGStatChatBot