#part_23 💦💦💦
#افرادزیر18سال_جوین_ندن 🔞❌
+ارباب خواهش میکنم مامانم گفته تا قبل شب برگرد..
همونطور که با نگاه خاصی اندام #برجستمو گذرا نگاه میکرد دستش رو گذشت روی کمرم و چسبوندم به خودش..
-اگه مامانت بفهمه #زیر ارباب بودی کاریت نداره..
با شنیدن حرفش نگاه تعجبی مو بهش انداختم..بردم سمت دوتا درخت که شاخه های پر برگشون آویزون شده بود..
#کمربندشو در آورد و دستامو بست..
شلوارش افتاد پایین و شورت تنگش مونده که #چیز بزرگی مثل #مار اونجا چپونده شده بود..با پارچه ای پاهامو بست و خوابوندم روی زمین..با ترس لب زدم:
-ارباب میخواید چیکار کنید؟!
یهو شورتش رو کشید پایین که #چیز_درازی افتاد بیرون..چشمام چقد تا شد..لباسشو در اورد و لخت کامل جلو ایستاد و دستشو روی #ک_ص تپلم کشید..لباسمو یکی یکی در آورد و بعد گفت:
-دهنتو باز کن مثل #آبنبات #ک_یرمو فقط بخور و بمک..دندون بزنی مامان و بابات میمیرن..
ترسیده سر تکون دادم که #ک_یرشو آورد جلو.. دهنمو باز کردم و همشو بلعیدم..
اونم خم شد و لیسی به #ک_صم زد که آهم بلند شد..
اون شروع کرد به زبون زدن..خوردن و مکیدن #ک_صم و من #ک_یرش..
بعد چند دقیقه من جوری شدم و
#ترشحاتمو خالی کردم که ارباب همشو خورد..ارباب با لرزشی #ک_یرشو کشید بیرون و رفت پایین و با دو دستش کمرم و گرفت و پاهام که بسته بود رو گذاشت روی شونش...
#ک_یرش رو با #ک_صم تنطیم کرد که...
🔞🔞 جوین شو پارتشه یاهم میذاردش داخل چنل💦💦جوین شو مثل من به #اورگاسم برس 💦🔞🔞
https://t.me/joinchat/AAAAAEURdPm4zgeq8H4gQghttps://t.me/joinchat/AAAAAEURdPm4zgeq8H4gQg#اوف_جوین_شواربابه_به_دختردهاتی_تجاوزجنسی_کرداوف_داغه 💦💦💦💦