صبح مامان بزرگم بیدارم میکرد منم محل نمیذاشتم تا ادامه خوابم رو ببینم ( خواب سوالات امتحان شیمی رو میدیدم )
آخرش خواست قهر کنه گفتم یه ربع دیگه بیا تا من سوال ها رو حفظ کنم ولی متاسفانه گوش نداد
آخرش خواست قهر کنه گفتم یه ربع دیگه بیا تا من سوال ها رو حفظ کنم ولی متاسفانه گوش نداد