"The Friday evening"


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


Let's drown in our Friday evening.
http://t.me/HidenChat_Bot?start=290769952

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


حس کردم هر کدوم یه جور قشنگن.


ناامید نشو
در ورطه خاموش، آنجا که قلبت میان سایه‌ها و ستارگان می‌لرزد، شهامت بازسازی تکه‌های روحت را خواهی یافت، حتی آن قطعات فراموش‌شده‌ای که دنیا هرگز ندانست چگونه دوستشان بدارد.




نشر باژ هم که هی منتشر می‌کنه در این وضعیت


"با الهام از آژنا خانوم" اینا باشه برای آپریل قشنگ🌧 چون حس می‌کنم قراره قشنگ باشه.

۱. دوباره بعد از مدت‌ها اسپانیایی
۲. ورزش
۳. سالاد زیاد
۴. دکور اتاق
۵. خواب درست
۶. عود
۷. بابلسر
۸. خیابون انقلاب
۹. میتسکی
۱۰. کوکی و رول دارچینی
۱۱. سازمان طراحی
۱۲. ریواچ You
۱۳. کمتر قهوه بیشتر چایی
۱۴. ژورنال
۱۵. بوک‌مارک جدید
۱۶. انیمه‌‌
۱۷. کار کار کار
۱۸. سلف‌کر


مشکلم با اسنپی‌هایی که حرف می‌زنن اینه که منو معذب می‌کنن از حرف نزدن.




باز نمی‌تونم فردا صبح پاشم برم بدوعم
ولی می‌رم می‌دوعم قطعا.


خدا منو ببخشه


آره وقتی می‌نوشتمش همینجوری بودم خودمم:)




من و اونی که دوستش دارم
یه کلبه‌ی نه خیلی بزرگ و نه خیلی کوچیک
یه چیزی که کافی باشه واسمون
حالا یه ذره بیشتر از کافی هم بود خوبه
یه استخر تو حیاطش
ویوش قطعا جنگل باید باشه
داخل خونه چوبی و cozy عه
به شومینه روشنه بعضی موقع ها
رو مبلش می‌شینیم کتاب می‌خونیم
می‌شینیم گیم می‌زنیم
یه آشپزخونه داره با وسایل درست حسابی
واسش غذا و شیرینی می‌پزم
یه کتابخونه‌ی گنده تو یکی از اتاقا دارم
یه پتوی مخصوص داریم واسه وقتایی که می‌خوایم کتاب بخونیم می‌کشیم رو‌ خودمون
خب الان من دلم خواست کی پاسخگوعه؟


خاطرات شمالِ بچگی
اون فرق می‌کرد
عشقاب کوچیک‌کوچیک که به آدما داشتم
خوابای عجیبی که می‌دیدم
می‌تونم برات ردیف کنم چیزا رو
ولی خود کودکی و حس و حالی که خونه‌ی خالمینا رفتن داشت برام هیچوقت تکرار نشد
اون ذوق
ذوقای بچگی کلا


من هیچی دوست نداشتم برم
من خانواده خواستن برم پزشکی
من دوست نداشتم
و خب اصن نمی‌تونستم هم برم
و روانشناسی یه نیم‌چه علاقه‌ای لود و رفتم دنبالش
وگرنه خودم مثلا یه حالتیم و انگار همیشه رو هوا و ناعاقل در تصمیم‌گیری هستم
هیچی
بچگیم دوست داشتم فوتبالیست شم(نذاشتن و نشد)
بعد خب نویسندگی رو هم دوست دارم
اکچلی دوست داشتم سینما بخونم
کارگردانی رو هم خیلی دوست دارم
ادبیات خارجی هم می‌پسندم
چیزایی که هنریه


I got these feelings and I don't know why
I see all my fears in the darkness of light
What made the river so cold?


Lighthouse






اینو می‌فرمایند.


واقعا


Forward from: DAMN ⌔ Playlist
این خیلی بنگره

20 last posts shown.

39

subscribers
Channel statistics