❀وایب سیگار مشکی میدی یا سیگار برگ.
اونایی که به سیگار رو میارن صرفا دو تا دلیل دارن یا یه روزی برای گم کردن درداشون کشیدن و بهش معتاد شدن یا برای کلاس گذاشتنه.
اینکه تظاهر کنی ادم سرد و دارکی هستی باعث نمیشه که ادم جذابی به نظر بیای اما این تفکر که داری ادا در میاری از اونم بدتره.
اره چقد دیگه باید به ادما نشون بدم راهی که دارن میرن اشتباهه و بهشون صدمه میزنه. اینکه توی زندگی یه وقتایی اونقد بار مشکلات زیاد میشن که نمیتونی از پسشون بربیای قبول دارم اما اینکه برای اروم کردن خودت از چیزی استفاده کنی که بعدا بهت صدمه بزنه اذیت کنندس.
من رنگم سیاهه اما واقعا ترسناک ،تاریک یا بدجنس نیستم فقط به جای اینکه وایب روشن بدم تیرم. اوه بیخیال توی بعضی از مهمونیا نخ جواب نمیده پاکت میزارن و تعارف میکنن .میخوام دستمو تکون بدم بگم هی من خودم دارم بهتون میگم چجوریم چرا منو نمیبینید؟
این موضوع که خیلی مورد توجه نباشم برام عادی شه و سعی میکنم بهش نگاه کنم اما خب همش افکار منفی میاد سمتم و مجبورم میکنه از عواقب کارام حرف بزنم و بخوام در موردشون هشدار بدم .
نمیدونم اما دست من نیست بعضی وقتا کنترل کارامو از دست میدم و تبدیل به چیز ناشناخته میشم نمیدونم شاید تقصیر من نیست مجبور به تغییر میشم مثل این میمونه به ماهی بگی پاشو راه برو.
──────✦──────
قاتل میشدی! یه روز که تو خودت بودی و نا امید بودی از همه و همه کس زده شده بودی و سیاهی دورتو فرا گرفته بود جوری که شبیه اون شده بودی. اون روز بدون اینکه به بعدش فکر کنی چاقوتو برمیداری و کسی که بیشتر از همه تحقیرت میکرد و به یادمیاری و میری پیشش .اول حرفاشو میشنوی و بعد میکشیش اما این کمک نمیکنه تو خود واقعیتو ببینی امیدو پیدا کنی و اونقد احساس جنون میگیری که برای همیشه تو افکارت گم میشی .
彡↳To dear
اونایی که به سیگار رو میارن صرفا دو تا دلیل دارن یا یه روزی برای گم کردن درداشون کشیدن و بهش معتاد شدن یا برای کلاس گذاشتنه.
اینکه تظاهر کنی ادم سرد و دارکی هستی باعث نمیشه که ادم جذابی به نظر بیای اما این تفکر که داری ادا در میاری از اونم بدتره.
اره چقد دیگه باید به ادما نشون بدم راهی که دارن میرن اشتباهه و بهشون صدمه میزنه. اینکه توی زندگی یه وقتایی اونقد بار مشکلات زیاد میشن که نمیتونی از پسشون بربیای قبول دارم اما اینکه برای اروم کردن خودت از چیزی استفاده کنی که بعدا بهت صدمه بزنه اذیت کنندس.
من رنگم سیاهه اما واقعا ترسناک ،تاریک یا بدجنس نیستم فقط به جای اینکه وایب روشن بدم تیرم. اوه بیخیال توی بعضی از مهمونیا نخ جواب نمیده پاکت میزارن و تعارف میکنن .میخوام دستمو تکون بدم بگم هی من خودم دارم بهتون میگم چجوریم چرا منو نمیبینید؟
این موضوع که خیلی مورد توجه نباشم برام عادی شه و سعی میکنم بهش نگاه کنم اما خب همش افکار منفی میاد سمتم و مجبورم میکنه از عواقب کارام حرف بزنم و بخوام در موردشون هشدار بدم .
نمیدونم اما دست من نیست بعضی وقتا کنترل کارامو از دست میدم و تبدیل به چیز ناشناخته میشم نمیدونم شاید تقصیر من نیست مجبور به تغییر میشم مثل این میمونه به ماهی بگی پاشو راه برو.
──────✦──────
قاتل میشدی! یه روز که تو خودت بودی و نا امید بودی از همه و همه کس زده شده بودی و سیاهی دورتو فرا گرفته بود جوری که شبیه اون شده بودی. اون روز بدون اینکه به بعدش فکر کنی چاقوتو برمیداری و کسی که بیشتر از همه تحقیرت میکرد و به یادمیاری و میری پیشش .اول حرفاشو میشنوی و بعد میکشیش اما این کمک نمیکنه تو خود واقعیتو ببینی امیدو پیدا کنی و اونقد احساس جنون میگیری که برای همیشه تو افکارت گم میشی .
彡↳To dear