❀وایب قلم و خودکار میدی یا تخته سیاه! تو حرف های دلتو مینویسی نه برای اینکه دیگران ببین برای اینکه وجود خودت به ارامش برسه. میانگرا بودن چیزیه که هم نکته خوبیه هم بد اما به قول خودت میتونه شبیه تیزی تیغی باشه که باهاش خودتو به کشتن میدی اگه نتونی درست ازش استفاده کنی.
خوشحالم از اینکه به دست کسایی روی قلب کاغذ مینویسم که حقایق رو بازگو میکنن.داستانی مینویسن و درسی یاد میدهند. از اینکه میتونم احساسات نویسندمو روی کاغذ بکشم برایم جذابتی دارد که شاید توی کارهای دیگه نداشته باشم. از اینکه با خوندشون احساس بهتری دارن و میتونن حداقل توجیهی داشته باشن که چرا و چطور صورت گرفته .
بعضی جملات هستن که هرگز تکراری یا کهنه نمیشن اونا جمله هایی هستن که بر اساس احساس وحق سروده شده و زمان نقشی در اون نداشته . اینجوری هرچقدم ازش بگذره تغییری پیدا نمیکنه فقط ارزشش بیشتر میشه و به خودت افتخار میدی این مشکلاتو رد کردی و الان اینجا وایسادی. حداقل وقتی به گذشته یا دیروزت نگاه میکنی به خودت میگی یه تغییر کوچیک داشتم و مکانم عوض شده . سرتو بالا میگیری و با لبخند تلخ به تجربیاتت فکر کنی.بر روی تخته سیاه مینیاتور کشیدن و خندیدن،ریاضی نوشتن و سردرگم شدن، حروف الفبا نوشتن و با سواد شدن.
روی تخته سیاه خیلی اتفاق ها صورت گرفت و جز بچه های کلاس کسی چیزی نفهمید. این راز قشنگ بچه هایی بود که هر روز به عشق یادگیری سر کلاس میشستن و به معلم خیره میشدن تا حرفاشو متوجه شن.
رقص گچ های خورد شده توی هوا و فرود اومدن رو لباس معلم شاید جالبترش میکرد و معلمی که تنها دغدغش درسی بود که به بچه هاش میداد نه لباسی که دائم در حال گچ خوردن است.
این زیبا بود که وقتی روی من مینوشتن زخمی میشدم و صدای گچ گوشم را میزد اما دلم میخواست یادگاری بزارم تا بدانند نوشتم در دفتر عشق ای دوست بیاموز و به یاد بیاور چه کسی تو را باسواد کرد.من درد های زیادی رو تو خط خط وجود تیرم مخفی کردم اما رنگ های روشن مثلروزنه خورشید میدرخشن و زخم های منو مرحم میکردن شاید کمی رد اثرات قبلی روم میموند اما وقتی نوشته های جدید میومدن قبلی هام پاک میشدن و مبحث جدیدی شروع میشد.
──────✦──────
دقیق نمیشه گفت اما قاتل میشدی. بستگی داره تو چه شرایطی باشی تا واکنش نشون بدی.
تو بچه اروم و درس خون مدرسه بودی اما قلدر ها همش اذیتت میکردن و به همه زور میگفتن. میخواستن از دوست صمیمیت پول بگیرن و تهدیدش میکردن.این دفعه خونت به جوش اومد و بلند شی و سرشون داد زدی .باهاشون درگیر شدی و کتک کاری شد بعد مدرسه یه جا همدیگه رو دیدید و باعث مرگ یکیتون شد.(قلم واقعا زیبایی داری )
彡↳To dear
خوشحالم از اینکه به دست کسایی روی قلب کاغذ مینویسم که حقایق رو بازگو میکنن.داستانی مینویسن و درسی یاد میدهند. از اینکه میتونم احساسات نویسندمو روی کاغذ بکشم برایم جذابتی دارد که شاید توی کارهای دیگه نداشته باشم. از اینکه با خوندشون احساس بهتری دارن و میتونن حداقل توجیهی داشته باشن که چرا و چطور صورت گرفته .
بعضی جملات هستن که هرگز تکراری یا کهنه نمیشن اونا جمله هایی هستن که بر اساس احساس وحق سروده شده و زمان نقشی در اون نداشته . اینجوری هرچقدم ازش بگذره تغییری پیدا نمیکنه فقط ارزشش بیشتر میشه و به خودت افتخار میدی این مشکلاتو رد کردی و الان اینجا وایسادی. حداقل وقتی به گذشته یا دیروزت نگاه میکنی به خودت میگی یه تغییر کوچیک داشتم و مکانم عوض شده . سرتو بالا میگیری و با لبخند تلخ به تجربیاتت فکر کنی.بر روی تخته سیاه مینیاتور کشیدن و خندیدن،ریاضی نوشتن و سردرگم شدن، حروف الفبا نوشتن و با سواد شدن.
روی تخته سیاه خیلی اتفاق ها صورت گرفت و جز بچه های کلاس کسی چیزی نفهمید. این راز قشنگ بچه هایی بود که هر روز به عشق یادگیری سر کلاس میشستن و به معلم خیره میشدن تا حرفاشو متوجه شن.
رقص گچ های خورد شده توی هوا و فرود اومدن رو لباس معلم شاید جالبترش میکرد و معلمی که تنها دغدغش درسی بود که به بچه هاش میداد نه لباسی که دائم در حال گچ خوردن است.
این زیبا بود که وقتی روی من مینوشتن زخمی میشدم و صدای گچ گوشم را میزد اما دلم میخواست یادگاری بزارم تا بدانند نوشتم در دفتر عشق ای دوست بیاموز و به یاد بیاور چه کسی تو را باسواد کرد.من درد های زیادی رو تو خط خط وجود تیرم مخفی کردم اما رنگ های روشن مثلروزنه خورشید میدرخشن و زخم های منو مرحم میکردن شاید کمی رد اثرات قبلی روم میموند اما وقتی نوشته های جدید میومدن قبلی هام پاک میشدن و مبحث جدیدی شروع میشد.
──────✦──────
دقیق نمیشه گفت اما قاتل میشدی. بستگی داره تو چه شرایطی باشی تا واکنش نشون بدی.
تو بچه اروم و درس خون مدرسه بودی اما قلدر ها همش اذیتت میکردن و به همه زور میگفتن. میخواستن از دوست صمیمیت پول بگیرن و تهدیدش میکردن.این دفعه خونت به جوش اومد و بلند شی و سرشون داد زدی .باهاشون درگیر شدی و کتک کاری شد بعد مدرسه یه جا همدیگه رو دیدید و باعث مرگ یکیتون شد.(قلم واقعا زیبایی داری )
彡↳To dear