مگر چه زهری داشت شش هفت حرف ساده که این چنین مرا از پا انداخت؟
[ از این تقدیر، انگشت به دهن ماندهام. در بستر قاعدههای این چنینی اکسیری به جانم میافتد که مس وجودم را علیرغم اینکه بایستی زر کند، زرد میکند.]
[ از این تقدیر، انگشت به دهن ماندهام. در بستر قاعدههای این چنینی اکسیری به جانم میافتد که مس وجودم را علیرغم اینکه بایستی زر کند، زرد میکند.]
/زث در ساعت ۱۰:۰۱ دقیقهٔ سومآبان.