Forward from: حرفامون🍥
بانویِ ابرهایِ تنسفید!
امیدِ لحظههای بیامید!
کاش بدانی که دوری اما، جلایِ این روحِ خستهای. یادِ آهنگِ صدایت، پرندهی اسیرِ تنم را پرواز میدهد و خاطرهی لطیفِ نوازشِ دستانت، گرمایِ بیبدیل تموز است در زمستانِ تارِ من.
دوریات، شوکرانِ تلخ مرگ است و اما یادِ حضورت، نوشدارو میشود.
امیدِ لحظههای بیامید!
کاش بدانی که دوری اما، جلایِ این روحِ خستهای. یادِ آهنگِ صدایت، پرندهی اسیرِ تنم را پرواز میدهد و خاطرهی لطیفِ نوازشِ دستانت، گرمایِ بیبدیل تموز است در زمستانِ تارِ من.
دوریات، شوکرانِ تلخ مرگ است و اما یادِ حضورت، نوشدارو میشود.