𝐒𝐘𝐌𝐏𝐇𝐎𝐍𝐘 𝐎𝐅 𝐓𝐇𝐄 𝐃𝐄𝐀𝐃


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


"فودوشین"یه کلمه ژاپنیه؛به معنی خنثی و بی‌تفاوت نگه داشتن قلب در مقابل احساس غم و شادی،من تو عمق این کلمه ام.
https://telegram.me/BChatBot?start=sc-806627-nHdFas1

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


جناب برایان چقدر دقیق فرمودید


Forward from: Namjoon's son🐈
75%ورس
پاریس , هات چاکلت .


این دو نفر واقعا جذابن




.


Forward from: Namjoon's son🐈
فور کنید عکستونو ریپ بزنید
بگم چند درصد تاپ/بات/ورسید و تو دو کلمه توصیفتون کنم
.
ظرفیت:چک کنید خط نخورده


تو هرچقدر هم میخوای تلاش کن؛تو نمیتونی براش جای اونو بگیری!
هرچقدر میخوای محبتاشو نگاه کنو فکر کن براش اندازه اون مهمی،
ولی تو نمیتونی جای اونو براش بگیری،حتی اگه خودتم براش محدود کنی تو اندازه اون توی ذهنش پررنگ نیستی؛
میتونی حتی ترکش کنی ولی تو هیچ وقت نمیتونی اولویت باشی براش.


Forward from: تیمارستانِ متروکه
واقعا نمی‌تونی آدمارو تغییر بدی،
اینو تو سرت فرو کن.
برای کسی نگران میشی که در هرصورت
بازم کار خودشو می‌کنه،
به کسی ابراز علاقه می‌کنی که دوست داشتنو
فقط تو گرفتن دوتا عکس و استوری می‌بینه،
تمومِ خودتو واسه کسی خرج می‌کنی که
تموم مدت تورو فقط یه پول خورد می‌دیده.
نمی‌تونی آدمارو تغییر بدی.


Forward from: 𝑴𝒀 𝑾𝑶𝑵𝑫𝑬𝑹𝑳𝑨𝑵𝑫
های نیو چلنج
گایز فوروارد کنین به یه فیلم تشبیهتون کنم
اره همین
ساغر


باب اسفنجی گناه داشت مسخرش میکردن چون میخواست با همه دوست شه چون مهربون بود چون میخواست همرو خوشحال کنه
پاتریک و مسخرش میکردن چون سعی میکرد پیش باب اسفنجی باشه و خوشحالش کنه چون خود واقعیش بود
اختاپوسو مسخرش میکردن چون نمیخواست با غصه هاش کسیو ناراحت کنه بد اخلاق بود چون میترسید با خوبی هاش ادما رو برنجونه کسی به حرفاش گوش نمیکرد و ناراحت بود اون درونگرا بود
اقای خرچنگو مسخرش میکردن چون سعی میکرد غم و اندوهی ک داشت جایگزینش پول داشته باشه چون کسی به حرفاش گوش نمیکرد و وقت نمیگذروند و مجبور بود پول رو دوست داشته باشه و باهاشون درد و دل کنه
و...
پلانکتون:)) اون ریژه میژه یود و کسی ب اون نگا نمیکرد همه اذیتش میکردن کسی بهش احترام نمیزاشت زیر پای همه له میشد کسی باهاش مهربون نبود و درد و دل نمیکرد بزای همین میخواست فرمولو بدست بیاره تا شاید ب اون توجه کنن و احترام بزارن بهش
همه اینها ناراحت بودن:)
همشون احساس داشتن؛)

اونا...


من کافی نیستم چون نمیخواد باورش کنه ، کافی نیستم براش چون نمیخواد منو کامل ببینه، نیستم ،کافی نیستم چون اون نمیبینه تلاشا و نرسیدن به هدفامو،نمیبینه خورد شدن احساساتمو زیر این فشار.ولی خب؛
شاید کم تلاش کردم،شاید من کم کاری کردم ،شاید خوب بیان نمیکردم شاید هم نمیتونم اونقدری که میخواد خوب باشم شاید نمیتونم اونقدر کامل باشم که باورم کنه،شاید نمیتونم اندازه ای که اون خوب بود براش خوب باشم، نمیتونم چون هیچ وقت نتوستم کامل باشم، من ناکافیم.




سردرد ، سردرد ،سردرد؛کی قراره منو رها کنی؟


بستنی میخوام:(


Forward from: "𝘕𝘰𝘳𝘣𝘦𝘳𝘵
این پیام رو فوروارد کنید تا بگم اگر زندگیتون یک نمایش بود با چه سکانسی به پایان می‌‌رسید.


🧠:هنوز دلت براش تنگ میشه ؟
🫀:آره
🧠: به نظرت....
اونم دلش تنگ میشه ؟
🫀: نه
اون دیگه منو نمیبخشه:)


او برای مردن نیاز به دلیل داشت؛و من ،برای زندگی.


Forward from: 𝖧𝖾𝖺𝗋𝗍 𝖤︎𝖺𝗌𝖾
احساس عجیبیه اما این که ندونی با خودت و اطرافیانت چند چندی
احساساتتو درک نکنی و مودت نسبت به جامعه زندگی و مردم و حتی خودا دورورت دم به دقیقه عوض بشه
گاهی با خودم اینجوریم که
چرا..؟!
هدفت چیه
چرا داری دستوپا میزنی
چرا زندگی میکنی
نمیدونم اما اکثرا ممکنه تو این وضعیت باشیم
انگار تو باتلاق دستو پامیزنیم و کسیم نیست بهمون کمک کنه
ولی خب همیشه همینجوری نمیمونه.





20 last posts shown.

62

subscribers
Channel statistics