https://t.me/Lovepeacemusicandbeautifulvibes
کارت ماه
تو در مه قدم میزنی؛ جایی که هر سایه نامت را زیر لب تکرار میکند و هیچکدام بهاندازهای واقعی نیست که بشود باورش کرد. میان زوزهٔ حیوانات درونت پیش میروی؛ درست روی خط باریک میان رؤیا و جنون، جایی که زمین زیر پا هم انگار مطمئن نیست وجود دارد. جاده پیش چشمت میپیچد و میلغزد، گویی خودش مقصدی ندارد و فقط تو را به درون خویش میبلعد. ماه بالای سرت میدرخشد؛ نوری سرد و بیرحم، نه برای هدایت، نه برای رهایی فقط پردهها را میشکافد تا چهرهٔ گمراه خودت از دلِ سایه به تو خیره شود.
کارت ماه
تو در مه قدم میزنی؛ جایی که هر سایه نامت را زیر لب تکرار میکند و هیچکدام بهاندازهای واقعی نیست که بشود باورش کرد. میان زوزهٔ حیوانات درونت پیش میروی؛ درست روی خط باریک میان رؤیا و جنون، جایی که زمین زیر پا هم انگار مطمئن نیست وجود دارد. جاده پیش چشمت میپیچد و میلغزد، گویی خودش مقصدی ندارد و فقط تو را به درون خویش میبلعد. ماه بالای سرت میدرخشد؛ نوری سرد و بیرحم، نه برای هدایت، نه برای رهایی فقط پردهها را میشکافد تا چهرهٔ گمراه خودت از دلِ سایه به تو خیره شود.