اولین باری که این آهنگو گوش دادم نصفه شب بود .
حالم اینجوری بود که
گیج بودم ،
وحشت زده
و
ناراحت .
چون تازه فهمیده بودم همه چی اشتباهه .
تازه فهمیده بودم چیزی که واقعیت خطابش میکردم یه خیال خام بوده، هرچند کاملا منطقی به نظر میومد.
یه جا آندره ژید میگه«به چشم من هر شناختی که مبتنی بر احساس نباشه بیهودست» تا قبل از اون لحظه هیچوقت معنای این جمله رو درک نکرده بودم .
خب عقل اینو میگفت ، منطق اینو میگفت ، واقعیتم که به ظاهر همین بود ! اما یه جای کار میلنگید ...
و اون قلبم بود !
قلبم قبولش نکرد .هیچوقت قبولش نکرد ..
حس بدی نداشتم ...در واقع هیچ حسی نداشتم . خنثای خنثی ...و خب مشکل همین بود...
اون روز تصمیم گرفتم که واقعیت و منطق و عقل رو بزارم در کوزه آبشو بخورم
دیوونگی بود ؟ به نظر خودم "نمیدونم" ، به نظر بقیه "اره".
اون نصفه شبی که اینو برای اولین بار گوش دادم، قبلش تو اون روز فهمیده بودم که با خودم چند چندم .
اما تو این ۶ دیقه و ۴۶ ثانیه به این فک میکردم چی میشه چیزی که واقعیت نیست و عقل داره بهش میگه نه ، چیزی که قلبم نسبت بهش خنثی نیست ، واقعی بشه ؟ چی میشه عقلم بگه "مرسی که اون شب انگشت وسطتو بهم نشون دادی و کار خودتو کردی" ؟ چی میشه بشه ها ؟
خوبیه آهنگای بی کلام اینه که مهم نیست حالت چطوریه و کی گوشش میدی ، تو میتونی تو هر حالتی یه لیریک جدید براش بسازی که به مودت بخوره .
الان که دارم بهش گوش میدم گیج نیستم .
وحشت زده و ناراحتم نیستم .
چه حسی دارم ؟ حس عجیبی دارم .
عجیب خوب یا بد ؟ عجیب خوب .
آخرش عقلم مرسی گفت؟مرسی گفت .
نمیتونم بگم تو آینده اگه همچین چیزی پیش اومد همین کارو میکنم .
نمیدونم .
و این ندونستن برای منی که هر تجربه ای کسب میکنه دنبال دسته بندی و بسط دادنش به چیزای مشابهه ، سخته .
اما « هرگز دیگه» .....
#𝑭𝒂𝒇𝑨
#𝐼𝑚𝑝𝑟𝑒𝑠𝑠𝑖𝑜𝑛𝑖𝑠𝑚𝑚𝑜𝑜𝑑
@amdtimdaily 🐈