مهتا،
چنلت یهجوریه که انگار همزمان هم صبحه، هم شب…
یه نور نرم داره، نه خیلی روشن، نه خیلی تاریک، درست وسطِ یه حس آروم و کلاسیک.
عکسهات یهجور سکوت قشنگ دارن،
انگار هرکدومشون یه لحظهست که قبل از اینکه تموم بشه، نگهش داشتی.
فکر میکنم قهوه برات فقط یه نوشیدنی نیست،
یه بخشی از حال و هواته، همون گرمایی که توی عکسهات هم هست.
اسم چنلت… «آواز قو»،
یه حس آخرین، اما قشنگترین صدا رو میده،
یه چیزی که آروم میاد و آروم میمونه.
نمیشناسمت،
ولی دنیات شبیه جاییه که آدم میتونه هم توی نور صبح گمش بشه، هم توی سکوت شب.
— یه غریبه به نام فآطمه
https://t.me/Avazz_ghooo