آدم بی‌شکل🐘


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


همون اعدامی‌ای که امیدش به دنیا نیست ولی دنیا براش جذابیت داره.

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


بمب نقل و انتقالات تابستانی هستن:


Forward from: P twitt
Video is unavailable for watching
Show in Telegram
سعید صادقی داشت تک به تک میشد بازیکن فولاد سوت زد سعید صادقی فکر کرد داور آفساید گرفته توپ رو با دست گرفت :)))

@perspolis_twitt | رضوف


یه‌جایی ته ته ته دل هست که قبلا توی وبلاگ درموردش نوشته بود؟ من میگم خدا یه تیکه از خودش رو گذاشته اونجای آدما. و وقتی از خدا دور میشی، سگ سیاه میاد زانوش رو میذاره رو گردن نماینده‌ی خدا توی آدما.


بچه‌ها! به‌نظرتون خدا کجاست؟


من قهوه‌خور نیستم. ولی چایی اینطوری می‌کنه پس قهوه حتما سر صبح آدمو بیش فعال می‌کنه.


چند ماه پیش هم یه‌بار رفتم مدرسه، انگار همه‌چیز رو خواب می‌دیدم، می‌خوردم تو در و دیوار، مطالب نمی‌رفت وسط مغزم. دوستم هی میگفت فاطی امروز چته؟ من می‌گفتم نمیدونم چرا انقدر یه‌جوری ام!
ظهر تا مامانم منو دید گفت چایی نخوردی رفتی مدرسه؟ =))))))


جمعه صبح چایی نخوردم رفتم سر آزمون. بعد هی می‌گفتم خدایا من چمه؟ چرا مغزم کار نمی‌کنه؟ چرا انقدر گیج و منگ می‌زنم آخه؟ ولی اصلا نفهمیدم چایی نخوردم! شب مامانم بهم گفت فهمیدی صبح چایی نخوردی؟
من واقعا تا چایی نخورم از خواب بیدار نمیشم بچه‌ها جون. دارم آزمونم رو تحلیل می‌کنم و میخوام علت هر سوال غلطی که زدم رو بنویسم "عدم خوردن چایی"!


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
اون نقاشی و اون بنر الفبا به مراتب از چیزایی که رو تخته‌ی سمت راست نوشته برای من جالب‌تره🥲🥲


نشانه‌ها :))


من جان! بیا باهم دوست بشیم.. ما کسی رو غیر از همدیگه نداریم. بالاخره باید یه‌جوری باهم کنار بیایم. یه‌جوری باهم درستش کنیم. میدونم خسته‌ای، درکت می‌کنم. تو تنها کسی هستی که واقعا واقعا از ته دلم درکش می‌کنم. با تمام وجودم می‌فهمم چی میگی. چته. نمیدونم چرا این همه سال اذیتت کردم، دوستت نداشتم، بهت ظلم کردم، بهت فحش دادم، بد و بیراه گفتم، گفتم خیلی مزخرفی، خیلی از همه کمتری، ناتوانی و هزارتا مزخرف دیگه. ولی ته دلم همیشه دوستت داشتم. همیشه می‌خواستم به بقیه نشونت بگم تا بفهمن چقدر خفنی! هرچند هیچ‌وقت موفق نشدم. تقصیر جفتمون بود. بیا از این به بعد هیچی رو گردن همدیگه نندازیم. ما باهمیم. ما تر از تمام ماهای جهان. بیا همدیگه رو ببخشیم و قبل از بخشیدن همدیگه رو بپذیریم. من دوستت دارم. شاید بهتر باشه بگم من! دوستت دارم. تو بهترین بهترین بهترین دوست منی. تو همون چیزی هستی که تمام این سال‌ها دنبالش می‌گشتم. یکی که بفهمه چی میگم. یکی که از لحظه لحظه‌ی زندگیم خبر داشته باشه! یکی که بشه زخم‌هام رو نشونش بدم و بهش نمک نپاشه. تو همیشه بهترین دارایی من بودی. ولی انقدر صادقانه کار انجام میدادی و همراهم بودی که کم کم یادم رفت وجود داری. برام عادی شدی. انگار همیشه بودی و قراره باشی. ببخشید. بابت تمام این سال‌های نادیده گرفته شدن، تحقیر شدن و زجر کشیدن. دستتو بهم بده که کلی کار داریم.


این روزا میخوام از همه بپرسم تو نمیدونی من باید با زندگیم چیکار کنم؟ آقا تو رو خدا یه راهی پیش پای من بذار! خانوم،تو رو قرآن بگو من چیکار باید الان بکنم؟ بیا یه ذره دل و جرات تزریق کن به رگ و ریشه‌ی من. آقا من خسته شدم! ولی هیچکس نمیتونه برای من کاری بکنه. بقیه بد نیستن، صرفا میتونن بهم بگن غصه نخور، درست میشه. فقط میتونن گوش کنن. راه‌حل‌های "خودشون" رو ارائه بدن. نه راه حل من. تنها کسی که میتونه منو از این منجلاب بکشه بیرون، منم. از آیینه بپرس نام نجات دهنده ات را...


*چند سال قبل


فکر کنم چون خواب بودم و خواب می‌دیدم چهارده سالمه.


صبح بخیر. از وقتی بیدارم شدم حتی دلم برای عناصری که چند سال توی هوا بود و الان نیست تنگ شده.


خواستم بگم عاشق شدم، رفتی...
قبل از شب تولدم رفتی..


💥#خارج_از_کادر

ترانه‌ی " میراث " از " منصور "

📌 #منصور
🆔️ @Kooche_Seda


Video is unavailable for watching
Show in Telegram


نمیدونم چطوری تبلیغ کنم که روزی روزگاری مریخ رو ببینید.


من خیلی تو برنامه ریزی استعداد دارم.


از این کتاب خیلی خیلی خیلی خوشم اومد و از اون کتابا بود که نمی‌تونستم بذارمش زمین و هی منتظر بودم ببینم تهش قراره چی بشه!!
آقای حسن زاده با این کتاب دستمو گرفت، برد به مرداد ٩١ و اون حال و هوای عجیب بلاگفا از اونجا هم بلیط مستقیم گرفت به مرداد سال ۶٠_آبادان!
تا حالا همچین تصویر سازی قوی‌ای رو تو هیچ کتابی ندیده بودم. انقدری که وقتی گرمای آبادان رو توصیف می‌کرد من اینجا احساس گرما می‌کردم😂😂 تمام مکالمات کتاب هم با لهجه‌ی آبادانی بود و این خیلی جالب بود.
خلاصه که آقای حسن زاده از این به بعد یکی از نویسنده‌های محبوبمه. خدانگهدار.
پ. ن: دلم نمیاد حتی یکم خلاصه‌ی داستان رو بگم. تا اگه کسی هنوز اینو نخونده، تصوراتش از داستان دست نخورده باقی بمونه و مزه‌ش نره.

#کتاب

20 last posts shown.

24

subscribers
Channel statistics