در آهنگِ سکوت خود غرق شدهام..
سکوت،
سکوت،
و باز هم سکوت..
این سکوت در کنار آرامش خود رعشه بر جانم میزند و هشدار میدهد؛
(گوش کن ، تو تنها هستی!)
در تاریکی های سهمگین اتاق،
دنبال نور میگردم..
باور کن؛
اگر ذره ای از پرتو های نور در این اتاق تاریک نفوذ کند، من نجات پیدا میکنم.
نور..
" هرگز سقوط نور اتفاق نخواهد افتاد. "
درصورتی اتفاق میافتد،
که انسانی سقوط کند.
آری؛دارم از نوری میگویم که انرژی زیستن و زنده بودن را در جان ضعیف آدمی میپروراند.
و باید آنقدر شهامت و جرعت داشت،
که با آن نور هممسیر شد.
باید گذشت.. برای رسیدن باید بهایی پرداخت.
زیرا؛ لازمه رسیدن به نور از دست دادن برخی آسودگی هاست.
برای دست یافتن به نور باید با شجاعت در دل تاریکی ها تازاند..
سوگند